گنج

شمارهٔ ۴۵

خوشست آن پستهٔ خندان و خوش آن گفتارتخوشست آن سَروِ خرامان و خوش آن رفتارت
یادِ صحّت ببرد از دل صاحب‌نظرانچشمِ شیرافکنِ آهو شکنِ بیمارت
به تَوهّم ز رُخت گر بربایم بوسیبنماید اثرش نازکی رخسارت
دهنت نیست بتحقیق و کس ار گفت که هستهیچ دانی ز چه گفت از شکرین گفتارت
چون دل لاله سیه شد دلم از غم که مبادناگهان سبزه نشیند ز بر گلنارت
کم بوَد بندهٔ دلسوزترت زِ بْنِ یمینگر چه بِه زِ بْنِ یمین بنده بوَد بسیارت