شمارهٔ ۲۶۳
پری رخا نکنی هیچ سوی بنده نگاهچه کرده ام چه خطا شد بگو که چیست گناه
منم که دعوی عشق تو میکنم همه عمربسست سرخی و زردی اشک و چهره گواه
شکر که طوطی جانرا غذا دهد لب تستزهی حلاوت لب لا اله الا الله
بخاک پای عزیزت که خضر را ماندبر آب چشمه حیوانت رسته مهر گیاه
سفید شد همه کس را که حال ابن یمینز دست جور تو مانند خال تست سیاه
ز دست جور تو مسکین دلم پناهی خواستبر آستان خودش شاه عهد داد پناه
سر ملوک جهان پادشه طغایتمورکه در پناه خدا باد با جلالت و جاه