گنج

شمارهٔ ۸۶

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیه: امنیست۱۱ بیت
هرکه با زلف تو اندر دام نیستهمچو من پیوسته بی آرام نیست
گر چه باشد سرو همبالای توراستی را چون تو با اندام نیست
چشم نرگس دل نیارد کرد صیدزآنکه چون چشم خوشت بادام نیست
با تو جز خوبی نشان دیگرستتا چه چیزست آنکه او را نام نیست
بیتو صبحی نگذرد بر عاشقانکز فراقت تیره تر از شام نیست
این سر بیمغز من سودای وصلمیپزد دائم ولی جز خام نیست
خویشتن خواهم که گویم با تو رازز آنکه قاصد محرم پیغام نیست
با تو در خلوت مدامم آرزوستبیش از اینم منتهای کام نیست
ساقیا می ده که رند خاص راسهل باشد گر قبول عام نیست
می پرستی کن چو جم از بهر آنکدر جهان روشندلی چون جام نیست
در ازل آغاز کرد ابن یمینمستیی کش تا ابد انجام نیست