گنج

شمارهٔ ۲۴۷

قافیه: ستاین۷ بیت
یا رب رخ دلدارست یا ماه تمامست اینطوطی شکر افشان شد یا ذوق کلامست این
خالش نگر و زلفش از بهر شکار دلاز مشک سیه دانه و ز غالیه دامست این
در دایره خطش سطح مه تابان بیناز صبح دوم نوری در ظلمت شامست این
گر راست همی پرسی کو چون قد او سرویبر جای نماندست این طاوس خرامست این
دل مست غم عشقش از بزم الست آمددیگر مدهیدش می زیرا که خرابست این
در عشق تو مشتاقان پختند بسی سودااما نکند سودی چون نزد تو خامست این
سر ابن یمین بر تن بهر قدمت دارداز گردن این مفلس بردار که وامست این