گنج

شمارهٔ ۱۲۵

قافیه: انگفتهاند۷ بیت
شادباش ای دل که حالت پیش جانان گفته اندماجرای درد تو یکیک بدرمان گفته اند
شوق بلبل پیش گل یکسر حکایت کرده اندحالت پروانه را با شمع رخشان گفته اند
این چه دولت بود یارب کز چنین مور ضعیفقصه او را به درگاه سلیمان گفته اند
در دماغ عقل من سودای زلفش دیده اندهر سر موئی رگی پیوسته با جان گفته اند
روی چون کافور او و زلف مشکین را بهماهل معنی چون ید بیضا و ثعبان گفته اند
از چه روی افکند دردی در دلم میگون لبشگرد و ای درد دل لعل بدخشان گفته اند
گفته اند ابن یمین در دل نهان دارد غمشآشکار است این ندانم کز چه پنهان گفته اند