گنج

شمارهٔ ۳۲

قافیه: رگرفت۸ بیت
باد صبا چون نقاب از رخ گل برگرفتبلبل مست از نشاط زمزمه از سر گرفت
مدحت گل میکند بلبل خوشگو اداگل صفتش میدهد بر کف از آن در گرفت
لاله بصورت شدست مجمره آتشینز آنسببش اندرون دود معنبر گرفت
مشک فشان میوزد باد بهاری مگرآهوی سرو سهی نافه ازو برگرفت
فاخته شد واعظ و سرو سهی منبرشبر صفت واعظان چون سر منبر گرفت
گفت بدوران گل با صنمی گلعذارشاد کسی کو بکف باده احمر گرفت
ابن یمین چون شنید وعظ وی از جای جستدست نگار سهی قد سمنبر گرفت
روی بگلشن نهاد رغم جهانرا و جایبهر طرب کنج باغ چشمه ساغر گرفت