گنج

شمارهٔ ۲۶۵

تا تو ایدلبر چو ماه انوری آراستهاز رخت گشتست ملک دلبری آراسته
هم ز روی تو ید بیضا پدیدار آمدههم ز چشمت کارگاه ساحری آراسته
آدمی را عیب نتوان کرد بر دیوانگیگر تو بروی بگذری همچون پری آراسته
بس که خیزد فتنه ها از گوشه خلوت نشینگر تو روزی بر صوامع بگذری آراسته
ماهرویا با تو کار ابن یمین را تا کنونگر نشد از بی زری و مضطری آراسته