غزلیات
شمارهٔ ۱ای خاک سر کوی تو گشتن هوس ماشمارهٔ ۲ای به گلستان هزار نرگس شهلاشمارهٔ ۳ - تتبع خواجه حافظرُموز العشق کانت مشکلا بالکاس حللهاشمارهٔ ۴ - تتبع میرگر پرده اندازد مهم آن روی آتشناک راشمارهٔ ۵گر اول آتش عشق آسان نمود ما راشمارهٔ ۶غیر خوناب نیابند به جان و دل ماشمارهٔ ۷مه من در شبستان چونکه نو شد جام می شبهاشمارهٔ ۸به کشف حال دوران نیست جام جم هوس ما راشمارهٔ ۹گل رویت که ظاهر گشته رنگ یاسمین او راشمارهٔ ۱۰ - تتبع خواجه حافظگر آن ترک خطایی نوش سازد جام صهبا راشمارهٔ ۱۱ - تتبع امیر خسرو در طور خواجه حافظکی به چشم آرم لباس و مسند شاهانه راشمارهٔ ۱۲ - تتبع مخدومی جامیاز تغار می چنان نوشم شراب ناب راشمارهٔ ۱۳ - تتبع مخدومی نوراسوزیام ، تا برفروزی رویِ آتشناک راشمارهٔ ۱۴ - تتبع حضرت مخدومیای از بهار حسن تو بر چهرهام گلزارهاشمارهٔ ۱۵ - تتبع مخدومیبیروی تو شد تیره از اشک مرا شبهاشمارهٔ ۱۶ - تتبع مخدومی جامیمنکه دارم از مژه بر دیده چندین خار راشمارهٔ ۱۷ - تتبع مخدومیز ابر تیره برقی جست طرف کوهساران راشمارهٔ ۱۸ - تتبع میرزهی از جام عشقت بیخودان را دوستگانیهاشمارهٔ ۱۹ - تتبع خواجهگفتی برم دلت را جان هم فدات یاراشمارهٔ ۲۰ - تتبع خواجهنسیم صبح بگو آن نهال رعنا راشمارهٔ ۲۱ - تتبع مخدومیهست در دیر آفتی هر دم به قصد جان مراشمارهٔ ۲۲ - تتبع خواجه در طور سعدیز روی بستر شاهی به بین گهی ما راشمارهٔ ۲۳ - اختراعز عشق هست به دل بار صد هزار مراشمارهٔ ۲۴ - تتبع یار عزیزای ز آتش می در گل روی تو اثرهاشمارهٔ ۲۵ - در طور خواجهدر جام جم بریز شراب مغانه راشمارهٔ ۲۶ - تتبع مولانا شاهیشبنم که هوا ریخت به گلها و سمنهاشمارهٔ ۲۷ - جواب خود گویدزهی به خار مژه صد هزار زار تراشمارهٔ ۲۸ - مخترعبعد عمری کافکند گردون به کوی او مراشمارهٔ ۲۹ - تتبع میر سهیلیدل کز غمت آرام نباشد برم او راشمارهٔ ۳۰ - تتبع میروه که در وقت گلم زان گل رخسار جداشمارهٔ ۳۱ - تتبع شیخهرگه از تب زرد یابم گلعذار خویش راشمارهٔ ۳۲ - مخترعساقی مهوش ار دهد جام شراب ناب راشمارهٔ ۳۳ - تتبع خواجهمیکند وقت صبح نعره سحابشمارهٔ ۳۴ - مخترعتو خوب و خلق تو خوب و تکلمت هم خوبشمارهٔ ۳۵ - تتبع شیخای ز رویت ماه را صدگونه تابشمارهٔ ۳۶ - تتبع میرچشمه زندگی آمد دهن آن مه نخشبشمارهٔ ۳۷ - تتبع خواجه سلماندر چمن گل را نظاره کردم از روی حبیبشمارهٔ ۳۸ - در طور خواجهاز می طلوع کرد چو در ساغر آفتابشمارهٔ ۳۹ - در طور خواجهبهر عمر جاودان شد هر که را چیزی سببشمارهٔ ۴۰دل چو آید از فروغ برق آن عارض به تابشمارهٔ ۴۱ - مخترعساقیا باده چو ریزی به قدح بهر طربشمارهٔ ۴۲ - در طور خواجهشگفت چون گل رخسار ساقی از می نابشمارهٔ ۴۳ - مخترعز تب مباد صداعی بدان جوان یاربشمارهٔ ۴۴ - اختراعچون به دیر آمد ز بهر خم شکستن محتسبشمارهٔ ۴۵ - اختراعزهی قد و عذارت سر به سر خوبشمارهٔ ۴۶ - در طور مخدومی نورامن وز هجر مهی ناله و فغان هر شبشمارهٔ ۴۷ - در طور مخدومیبه مستی در دلم گردد خیال روی یار امشبشمارهٔ ۴۸ - در طور خواجهمنم و میکده و مغبچه مست امشبشمارهٔ ۴۹ - در طور خواجهما هم از بزم صبوح آمد برون مست خرابشمارهٔ ۵۰ - تتبع خواجهمطلب صبح ازل طلعت درویشان استشمارهٔ ۵۱ - تتبع شیخای بگه جلوه قامت تو قیامتشمارهٔ ۵۲ - تتبع میرخیال مغبچگان تا درون جان من استشمارهٔ ۵۳ - تتبع خواجهچو سرخوشم دگر ای پیر دیر از کرمتشمارهٔ ۵۴ - تتبع خواجهکار ما در دیر ، غیر از جستن آن ماه نیستشمارهٔ ۵۵ - تتبع خواجهز بس که مستی عشقم ز شرح بیرون استشمارهٔ ۵۶ - مخترعساقیا می ده که از هشیاریم دیوانگی استشمارهٔ ۵۷ - تتبع خواجهجفا و جور توام بر دل است و لطف عنایتشمارهٔ ۵۸ - تتبع شیخمی آینه گون صاف و قدح آینه فام استشمارهٔ ۵۹ - تتبع خواجهگوشه میخانه امن و مستی یاران خوش استشمارهٔ ۶۰ - تتبع خواجهدر دلم آتش محبت اوستشمارهٔ ۶۱ - تتبع خواجهقدم به کلبهام از لطف بیکرانهٔ توستشمارهٔ ۶۲ - تتبع شیخمیرود یار جدا زو کار بر من مشکل استشمارهٔ ۶۳ - تتبع خواجهرندان همه در کوی مغان گشته خرابتشمارهٔ ۶۴ - ایضا لهدر میکده صلاح و ورع در شماره نیستشمارهٔ ۶۵ - ایضا لهدر دهر هر که دامن پیر مغان گرفتشمارهٔ ۶۶ - ایضا لهرفتی اگرچه از بر من کی گذارمتشمارهٔ ۶۷ - ایضا لهاز تاب می دگر به سرم شعله در گرفتشمارهٔ ۶۸ - ایضا لهکسی که دل ز سر زلف مشکسای تو بستشمارهٔ ۶۹ - تتبع مولانا شاهیپیش جام پر می رخشنده مه را تاب نیستشمارهٔ ۷۰ - تتبع خواجهآن کاکل مشکین که به رخ گشت حجابتشمارهٔ ۷۱ - تتبع مخدومیتیره گشتم هر که آب اندر شراب ناب ریختشمارهٔ ۷۲ - ایضا لهدم نقد است مرا کوی مغان باغ بهشتشمارهٔ ۷۳ - تتبع مخدومیدر شوق لعل تو که دلم خون ناب ریختشمارهٔ ۷۴ - تتبع خواجهاز رفتن یارم بود آشوب قیامتشمارهٔ ۷۵ - ایضا لهدر دلم تیرگی از فرقت مشکینخالیستشمارهٔ ۷۶ - ایضا لهزهی از تاب می گل گل شگفته باغ رخسارتشمارهٔ ۷۷ - تتبع خواجهزیر نه طاق فلک غیر کجی کار کجاست؟شمارهٔ ۷۸ - تتبع شیخشام هجران مرا عکس رخ یار کجاست؟شمارهٔ ۷۹ - تتبع خواجهبیا که عرصه میخانه عشرت آبادستشمارهٔ ۸۰ - ایضا لهمنم که کنج خرابات خانقاه منستشمارهٔ ۸۱ - ایضا لهما را به جز گدایی میخانه کار چیست؟شمارهٔ ۸۲ - تتبع شیخملک آفاق به جز دیر مغان این همه نیستشمارهٔ ۸۳ - ایضا لهمرا که جز به خرابات عشق راهی نیستشمارهٔ ۸۴ - ایضا لهمانده در کوی مغان تا ابدم عاشق و مستشمارهٔ ۸۵ - ایضا لهدر میکده آنرا که به کف جام شراب استشمارهٔ ۸۶ - تتبع خواجهز بحر چرخ به کشتی عمر صد خلل استشمارهٔ ۸۷ - تتبع خواجههرگز گدای میکده از شاه غم نداشتشمارهٔ ۸۸ - تتبع خواجهیارب آن مُغبَچهٔ شوخ ز میخانهٔ کیست؟شمارهٔ ۸۹ - در طور خواجهبود آب زده ساحت میدان خراباتشمارهٔ ۹۰ - تتبع خواجهدل چو پروانه ز شمع رخ جانانه بسوختشمارهٔ ۹۱ - تتبع خواجهدید آن که پی من به خرابات فنا رفتشمارهٔ ۹۲ - تتبع خواجههر دل که نه صاف است برو فیض خرام استشمارهٔ ۹۳ - تتبع خواجهبیا که هاتف میخانه دوش پنهان گفتشمارهٔ ۹۴ - تتبع خواجهمن و میل الف قامت آن حورسرشتشمارهٔ ۹۵ - تتبع خواجهتا کوثر و فردوس ره دور و دراز استشمارهٔ ۹۶ - نعتزهی صد پیر کنعانی مریدتشمارهٔ ۹۷ - تتبع خواجهگفتم شراب لعل تو یاقوت احمر استشمارهٔ ۹۸ - تتبع خواجهزان لعل می آلود شدم مست خرابتشمارهٔ ۹۹ - مخترعلعل تو نبات و سخنت آب حیاتستشمارهٔ ۱۰۰ - تتبع خواجهزاهدا در روضه گر می از کف دلدار نیستشمارهٔ ۱۰۱ - مخترعحسنی که دیده دید دل آن سوی مایل استشمارهٔ ۱۰۲ - مخترعباز دل تفرقه در توبه و طامات انداختشمارهٔ ۱۰۳ - تتبع خواجهتا گدایی در میکده آیین منستشمارهٔ ۱۰۴ - ایضا لهکافر عشقم و سودای بتان دین منستشمارهٔ ۱۰۵ - تتبع مخدوممن درد زهر هجران درمیکشم به یادتشمارهٔ ۱۰۶ - تتبع خواجهاگر چه پیر مغانم پیاله داد به دستشمارهٔ ۱۰۷ - مخترعآمد بهار دلکش و گلهای تر شکفتشمارهٔ ۱۰۸ - تتبع شیخنیست یکدل کز جفای چشم او بیمار نیستشمارهٔ ۱۰۹ - تتبع بعضی یارانتنم از رنج در بیچارگی سوختشمارهٔ ۱۱۰ - ایضا لهگاه خندیدن لبت آب حیات و قند ریختشمارهٔ ۱۱۱ - تتبع مخدومیباز در دیر مغان عربده مستانستشمارهٔ ۱۱۲ - تتبع مخدومیخط بر فراز لعل تو از مشک ناب چیست؟شمارهٔ ۱۱۳ - تتبع شیخباشدم خرمی از هر چه درین عالم ازوستشمارهٔ ۱۱۴ - تتبع مخدوم در طور خواجهبیا که پیر مغان در سبو شراب انداختشمارهٔ ۱۱۵ - مخترعاگر ز عین جفا چشم او دلم بشکستشمارهٔ ۱۱۶ - در طور خواجهبیا که پیر مغان جام پر ز صهبا ساختشمارهٔ ۱۱۷ - در طور خواجهصبح ساقی بهر رندان ساغر گلفام ریختشمارهٔ ۱۱۸ - مخترعسیم خوش باشد که سازی با حریف ساده خرجشمارهٔ ۱۱۹ - تتبع خواجهکسی که ملک دلش کرد خیل غم تاراجشمارهٔ ۱۲۰ - مخترعنسیم صبح نمود از تغار صهبا موجشمارهٔ ۱۲۱چیست دانی ناله مرغ سحر هنگام صبحشمارهٔ ۱۲۲ - تتبع خواجهچون حیاتآساست روشن روزگارم از قدحشمارهٔ ۱۲۳ - مخترعبه خوبی شد چنان آن سیم بر شوخشمارهٔ ۱۲۴ - مخترعبود گرچه جام می لالهگون تلخشمارهٔ ۱۲۵ - در طور خواجهصبح چون رایت به فرق خسرو خاور کشیدشمارهٔ ۱۲۶ - تتبع خواجهسر وحدت که درو خلوتیان حیرانندشمارهٔ ۱۲۷ - تتبع خواجههر که در کوی مغان رفت گرفتار بماندشمارهٔ ۱۲۸ - تتبع خواجهباد با طره دلدار بهر تار چه کردشمارهٔ ۱۲۹ - تتبع میربوی شراب عشق تو بیهوشی آوردشمارهٔ ۱۳۰ - تتبع خواجهمرا دل از خرابات مغان بیرون نخواهد شدشمارهٔ ۱۳۱ - تتبع خواجهبیا که لشکر دی خیل سبزه غارت کردشمارهٔ ۱۳۲ - تتبع خواجهدوش در میخانه جانان همدم عشاق بودشمارهٔ ۱۳۳ - در طور شیخ کمالملمع خرقهام از وصلهها بادپالا شدشمارهٔ ۱۳۴ - مخترعآن قلندروَش که سویش دل به پاکی میکشدشمارهٔ ۱۳۵ - تتبع خواجهآن بیوفا چه شد که نظر سوی ما کندشمارهٔ ۱۳۶ - مخترعلبت که برگ گل تر به باده آمیزدشمارهٔ ۱۳۷ - تتبع خواجهرندان که عزم سیر به کوی مغان کنندشمارهٔ ۱۳۸باده خور تا زنده ای کز بعد مردن روزگارشمارهٔ ۱۳۹ - تتبع خواجه سلمانهر که را دل مبتلای چون تو جانانی بودشمارهٔ ۱۴۰ - تتبع خواجهدوران نشان ز بخت جوانم نمیدهدشمارهٔ ۱۴۱ - تتبع خواجهز سر آب حیاتم می آگهی آوردشمارهٔ ۱۴۲ - تتبع خواجهدر دست پیر میکده گلرنگ باده بودشمارهٔ ۱۴۳ - تتبع خواجهگلی که شرح غمم پیش او صبا بکندشمارهٔ ۱۴۴ - تتبع مولانا صاحب بلخیعشق اجزای وجودم را به راهت خاک کردشمارهٔ ۱۴۵ - تتبع مخدومباز تیغ ظلم بر کف تندخوی من رسیدشمارهٔ ۱۴۶ - تتبع خواجهاز رخت عکس مگر در می گلفام افتادشمارهٔ ۱۴۷ - تتبع مخدومقدح به خلوت یارم بهانهای باشدشمارهٔ ۱۴۸ - اختراعاز فراقت رنج بی اندازه بر جانم رسیدشمارهٔ ۱۴۹ - تتبع بعضی عزیزاندر میخانه کزو عقل پریشان آمدشمارهٔ ۱۵۰ - مخترعسوی گلشن رفتم و سرو خرامانم نبودشمارهٔ ۱۵۱ - مخترعسوی میخانه به رندان خبرم باز آیدشمارهٔ ۱۵۲ - تتبع شیخز خاک کوی تو بوی عبیر میآیدشمارهٔ ۱۵۳ - تتبع خواجهمیل سروم ز هوای قد دلجوی تو بودشمارهٔ ۱۵۴ - تتبع خواجهبند گیسوی تو از دست رها نتوان کردشمارهٔ ۱۵۵ - تتبع خواجههر که در دیر مغان جام شرابی داردشمارهٔ ۱۵۶ - تتبع خواجهشب که آمد مست آن مه توبه کاران را چه شد؟شمارهٔ ۱۵۷ - تتبع خواجهای خوش آنانکه سحر دامن یاری گیرندشمارهٔ ۱۵۸ - تتبع میرحسن روی حور جنت را فلک اظهار کردشمارهٔ ۱۵۹ - تتبع خواجهطریق شیوه رندی کسی بجا آوردشمارهٔ ۱۶۰ - تتبع خواجهچه عجب گر خوی آن چهره دل ما ببردشمارهٔ ۱۶۱ - در طور شیخدو زلف کان مه نامهربان به تاب افکندشمارهٔ ۱۶۲ - تتبع حضرت شیخچشمم چو بر آن روی چو رشک قمر افتادشمارهٔ ۱۶۳ - تتبع خواجههوای می به سر هر که چون حباب رودشمارهٔ ۱۶۴ - تتبع خواجهگدای دیر ز شاه زمان چه غم داردشمارهٔ ۱۶۵ - تتبع خواجهعلی الصباح مغان قفل دیر باز کنیدشمارهٔ ۱۶۶ - تتبع خواجهرندان که میل باده به دیر فنا کنندشمارهٔ ۱۶۷ - در طور مخدومیاز غم یک شب که در هجرش دلم زاری کشیدشمارهٔ ۱۶۸ - مخترعساقی ما که به گردش می گلفام افکندشمارهٔ ۱۶۹ - تتبع میر در طور خواجهخوش آن رندی که بهر باده در دیر مغان افتدشمارهٔ ۱۷۰ - تتبع میر در طور خواجهچه عکس ساقی خورشیدوش در ساغرم افتدشمارهٔ ۱۷۱ - در طور شیخکس نخل ناز چون قدت ای سیمبر ندیدشمارهٔ ۱۷۲ - مخترعجان بخشد ار ساقی می گلرنگ در جام افکندشمارهٔ ۱۷۳ - در طور میرمه آتش پرستم آتش اندر جان غمکش زدشمارهٔ ۱۷۴ - تتبع میر خسرویاران که یکیک از من بیدل جدا شدندشمارهٔ ۱۷۵ - تتبع مولانا کاهینقد جان در میکده آرند قوت جان برندشمارهٔ ۱۷۶ - تتبع خواجههر که در کوی خرابات ز رندان دم زدشمارهٔ ۱۷۷ - تتبع خواجهاگر به میکده ام یکشب انجمن باشدشمارهٔ ۱۷۸ - تتبع خواجهصبح تاب مه کزین عالی رواق افتاده بودشمارهٔ ۱۷۹ - تتبع خواجهگدای کوی خرابات تاجدارانندشمارهٔ ۱۸۰ - تتبع خواجهدوشم از سوز فنا با قد خم یاد آمدشمارهٔ ۱۸۱ - تتبع خواجهاقبال ره به کوی مغانم نمیدهدشمارهٔ ۱۸۲ - تتبع خواجهچند دل را غم و اندیشه دنیا ببردشمارهٔ ۱۸۳ - تتبع خواجهصبح رندان صبوحی در میخانه زدندشمارهٔ ۱۸۴ - تتبع خواجهغزال زر ز فلک در مقام ما افتدشمارهٔ ۱۸۵ - تتبع مولانا کاتبیتا خرقه و سجاده ام افتد در می چندشمارهٔ ۱۸۶ - در طور خواجهخوش آن رندی که از دوران دلش چون زنگ غم گیردشمارهٔ ۱۸۷ - مخترعنه از می لعل آن مه پیکر آلودشمارهٔ ۱۸۸ - تتبع میراز شهد نگویم لب آن سیمبر آلودشمارهٔ ۱۸۹ - تتبع خواجهدر سرم ذوق می عشق همان است که بودشمارهٔ ۱۹۰ - در طور خواجهصوفی ز میم واقف اسرار نهان کردشمارهٔ ۱۹۱ - تتبع خواجهباده صافست و خرابات صفایی داردشمارهٔ ۱۹۲ - تتبع خواجهواعظان تا چند منع جام و ساغر میکنندشمارهٔ ۱۹۳ - تتبع خواجهدل اگر میل سوی ساغر صهبا میکردشمارهٔ ۱۹۴ - تتبع خواجهساقی ار عکس مه چهره به جام اندازدشمارهٔ ۱۹۵ - تتبع میرگل نو شکفته من که ز رخ بهار داردشمارهٔ ۱۹۶ - مخترعسحر وزید نسیم طرب فزای بهارشمارهٔ ۱۹۷ - مخترعشد بلا چشم تو ای گلرخسارشمارهٔ ۱۹۸ - تتبع خواجهغیر ازو نیست مرا در دو جهان یار دگرشمارهٔ ۱۹۹ - مخترعدل صدپارهام از لعل تو خونست دگرشمارهٔ ۲۰۰ - تتبع میرشاهیهردم رسد به دل چو ز عالم غمی دگرشمارهٔ ۲۰۱ - مخترعکیف و جان بخشدم آن لب می نابست مگر؟شمارهٔ ۲۰۲ - تتبع خواجهنوبهاران به قدح آب طربناک اندازشمارهٔ ۲۰۳ - مخترعاگر چه نیست امید وصال او هرگزشمارهٔ ۲۰۴ - تتبع خواجهکوثر و حور ز گلزار جنان ما را بسشمارهٔ ۲۰۵ - مخترعز من ای دل کف آن نازنین بوسشمارهٔ ۲۰۶ - تتبع مخدومیارب چه بلاییست که آن شوخ قدحنوششمارهٔ ۲۰۷ - مخترعلب لعلت که گویم جان پاکششمارهٔ ۲۰۸تا که یک شام به بزم طربش در شد شمعشمارهٔ ۲۰۹ - در طریق مخدومنهاد پیر مغان بر کفت چو باده صافشمارهٔ ۲۱۰ - تتبع خواجهاگر تو جرعه فشانی کمی بریز به خاکشمارهٔ ۲۱۱ - تتبع میرمیرود سرو من و رفتار میماند به دلشمارهٔ ۲۱۲ - تتبع خواجهساقی از رنج خمارم بد حالشمارهٔ ۲۱۳ - اختراعبه مخموری پیاپی میتپد دلشمارهٔ ۲۱۴ - مخترعزهی از جلوه بالای رعنایت بلا بر دلشمارهٔ ۲۱۵منور است به روی تو دیده جانمشمارهٔ ۲۱۶ - در طور مخدومدر دیر مغان شیفته پیر و جوانمشمارهٔ ۲۱۷ - مخترعچو با صد حسرتش از دور بینمشمارهٔ ۲۱۸ - مخترعز هجرت ای مَهِ بیمهر دل نابود شد تن همشمارهٔ ۲۱۹ - تتبع خواجهعکس رخسار چو بر ساغر صهبا فکنمشمارهٔ ۲۲۰ - تتبع بعضی عزیزانبگفت عشق که می نوش و رو به ملک عدمشمارهٔ ۲۲۱ - تتبع مخدومباز در دیر مغان آه و فغان آوردهامشمارهٔ ۲۲۲ - تتبع خواجهاینکه خود را به در میکده عریان کردمشمارهٔ ۲۲۳ - مخترعمن که مخمور سحرگاه به میخانه رومشمارهٔ ۲۲۴ - تتبع خواجهکنج تاریک غمت را تا به کی مسکن کنمشمارهٔ ۲۲۵ - تتبع میر در رنگ خواجهچون عکس روی مغبچه خواهم تماشا بنگرمشمارهٔ ۲۲۶ - تتبع مخدوماز باده تبرا چه کنم چون نتوانمشمارهٔ ۲۲۷ - تتبع خواجهچه خوش باشد که باشد در بهارمشمارهٔ ۲۲۸ - تتبع خواجهبهاران گر به گلشن طرح جام و ساغر اندازیمشمارهٔ ۲۲۹ - تتبع خواجهدل سوزد از غم رخ آن شوخ مهوشمشمارهٔ ۲۳۰ - تتبع خواجهمستم آنسان که گر از دیر مغان برخیزمشمارهٔ ۲۳۱ - تتبع خواجهنبینم سوی او گرچه به رویش آرزومندمشمارهٔ ۲۳۲ - تتبع شیخبه دو چشم یار اسیرم که همی زنند تیرمشمارهٔ ۲۳۳باز در دیر بتی عشوهنما میبینمشمارهٔ ۲۳۴ - تتبع خواجهما به میخانه پی دفع گناه آمدهایمشمارهٔ ۲۳۵ - مخترعای کافر بد مست که بردی دل و دین همشمارهٔ ۲۳۶ - تتبع خواجهنیست دل اینکه منِ زارِ بلاکش دارمشمارهٔ ۲۳۷ - تتبع شیخ کمالگفت راهم را بروب آن سیمبر گفتم به چشمشمارهٔ ۲۳۸ - مخترعدر دیر زار مغبچه شوخ مهوشمشمارهٔ ۲۳۹ - تتبع خواجهتا از هوای مغبچگان ناتوان شدمشمارهٔ ۲۴۰ - مخترعگرچه دوش از داغ هجران آتشین تب داشتمشمارهٔ ۲۴۱ - تتبع خواجهچون بیاد لعل او میل می گلگون کنمشمارهٔ ۲۴۲ - تتبع مخدوممسلمانان دل آزرده دارمشمارهٔ ۲۴۳ - تتبع میرحشمت جم رسد صبوح از کرم الاهیمشمارهٔ ۲۴۴ - تتبع مخدوممن بیدل که بهر قامت آن سیمتن میرمشمارهٔ ۲۴۵ - تتبع خواجهمن که دُردیکش آن مغبچه خمارمشمارهٔ ۲۴۶ - تتبع خواجهبر در دیر مغان هرروز خدمت میکنمشمارهٔ ۲۴۷ - تتبع خواجهدر خرابات ار شبی میل قدح کمتر کنمشمارهٔ ۲۴۸ - تتبع خواجهمن که هردم ز فلک صد الم آید پیشمشمارهٔ ۲۴۹ - تتبع خواجهای شه صفشکنان خسرو ناوکفکنانشمارهٔ ۲۵۰ - تتبع خواجهدر خرابات مگو کام چه خواهد بودنشمارهٔ ۲۵۱ - تتبع امیر سهیلیتوان دلیر به خورشید آسمان دیدنشمارهٔ ۲۵۲ - تتبع خواجهبپوشان روی خویش از خرقه پوشانشمارهٔ ۲۵۳ - تتبع شیخز آتش عشق تو چون خاک شود منزل منشمارهٔ ۲۵۴ - تتبع مخدومساقی حیات بخشد چون باد نوبهارانشمارهٔ ۲۵۵ - تتبع خواجه حسنگرچه بلای خمار کرد فزون حزن منشمارهٔ ۲۵۶ - در طور مخدوممن هلاک از هجر و آن مه دلستان دیگرانشمارهٔ ۲۵۷ - مخترعهست الف گفتیم آن بالا برید از ما سخنشمارهٔ ۲۵۸ - تتبع خواجهمی بایدت به دیر مغان آی و نوش کنشمارهٔ ۲۵۹ - اختراعتو گشتی کج کلاه جمله شاهانشمارهٔ ۲۶۰ - تتبع مخدومرندی که پا برون نهد از دیر سرخوشانشمارهٔ ۲۶۱ - تتبع خواجه عصمتچو خاک راه توام ای تو شاه جرعه کشانشمارهٔ ۲۶۲ - تتبع خواجهصبح است فیض اگر طلبی ترک خواب کنشمارهٔ ۲۶۳ - مخترعکهنه سفال میکده کآئینه صفاست اینشمارهٔ ۲۶۴ - تتبع خواجهآن گل که نوشد می با رقیبانشمارهٔ ۲۶۵ - تتبع میرای رند درد آشام جز دیر مغان مأوا مکنشمارهٔ ۲۶۶ - اختراعنیست در دیر مغان بدمست بیباکی چو منشمارهٔ ۲۶۷ - در طور خواجهشب چو شکست توبه ام شوخ شرابخوار منشمارهٔ ۲۶۸ - تتبع خواجهمژده وصل میرسد در دل من قرار کو!؟شمارهٔ ۲۶۹ - تتبع خواجه حسنچون شده شرمنده روی آفتاب از روی توشمارهٔ ۲۷۰ - تتبع میر وفاییهست رویت چون گل و خال لبت بالای اوشمارهٔ ۲۷۱ - مخترعچو آتشی است لب لعل پر فسانه اوشمارهٔ ۲۷۲ - تتبع خواجهای که گشتی سوی میخانه به رندان پیروشمارهٔ ۲۷۳ - مخترعنگار ترک تاجیکم کند صد خانه ویرانهشمارهٔ ۲۷۴ - تتبع خواجهسرگران گشتم ازان نرگس خوابآلودهشمارهٔ ۲۷۵ - اختراعپیمانهٔ مِیْ جویان، رفتم سوی میخانهشمارهٔ ۲۷۶ - تتبع خواجهگر حکم قتلم فرمود دلخواهشمارهٔ ۲۷۷ - تتبع سلطان حسینیاز من آواره در کویت فغانی ماندهشمارهٔ ۲۷۸ - تتبع شیخ کمالبه عشقت من خسته را سوختیشمارهٔ ۲۷۹ - مخترعای شب غم چند در هجران یارم میکشیشمارهٔ ۲۸۰ - تتبع خواجهباز در کوی مغان عاشق مستم جاییشمارهٔ ۲۸۱ - تتبع میراگر فرهاد و شیرین هر دو در دوران من بودی