گنج

شمارهٔ ۱۴۴ - تتبع مولانا صاحب بلخی

قافیه: ویمنرسید۷ بیت
عشق اجزای وجودم را به راهت خاک کردسنگ بیدادت ازان خاکم برون آورد کرد
گرمی و سردی ندیدم گرچه اندر راه عشقکرد ازان عیبم مبرا اشک گرم و آه سرد
چند تعویذم نویسی از پی دفع جنونزاهد این افسانه ها پیچ پیچت در نورد
ناصبح بیدرد از درد دل ما غافل استزانکه نبود واقف از درد کسی جز اهل درد
در خیالت کار دل بیهوشی و غم خوردن استوای بیماری کش این باشد به عالم خواب و خورد
روی زردم را اگرچه سرخ سازد خون اشکخون شود زرداب از تأثیر رنگ و روی زرد
گر هوای وصل آن خورشید داری چون مسیحفانیا از مردم دوران مجرد باش و فرد