گنج

شمارهٔ ۱۰۰ - تتبع خواجه

زاهدا در روضه گر می از کف دلدار نیستروضه ای خوشتر مرا از کلبه خمار نیست
عاشقانرا هیچ جنت نیست چون گلزار وصلکوثر و طوبی مثال لعل و قد یار نیست
دل پر از خار جفایت گشت همچون خار پشتنیست جایش زانکه بیرون کرده سر زو خار نیست
بر تنم در هر بن مویش که نیش هجر تستیک سر مو نیست جایی کاندرو افکار نیست
چشم شوخت کی نظر بر حال زارم افکندطرفة العینی ز خواب ناز چون بیدار نیست
در محبت از غم جانان بود منت به جاندر دل احباب از جور حبیب آزار نیست
ای که گویی زو دل بسیار بسیارت جفاستاندک اندک چون نمود از وی به دل بسیار نیست
ساقیا رطل گرانم ده که در هجران یارگر اجل آید گرانم لیک آن مقدار نیست
فانیا در عاشقی هر غم که آید شاد باشزان که اهل عشق را از رنج و خواری عار نیست