شمارهٔ ۱۹۲ - تتبع خواجه
واعظان تا چند منع جام و ساغر میکنندچون دماغ خویش را هم گه گهی تر میکنند
از قدح آنانکه گاه نشئه مییابند فیضزین شرف چون منع محرومان دیگر میکنند
چون صفا از توبه اهل زهد را ظاهر نشدچون بدین تکلیف رندان را مکدر میکنند
میفروشان باده را روزی که میسازند صافمجمر روحانیان زان بو معطر میکنند
از پی نظاره بلبل خوشست اوراق گلباد و باران آن صحایف از چه ابتر میکنند
جرعه پیر مغانم ده به دست ای مغبچهرغم آنانی که وصف خود و کوثر میکنند
سادهدل واعظ که گوید هرچه آید بر زبانشسادهتر آنانکه این افسانه باور میکنند
آن چه چشمانند کز مژگان دو صف آراستهعالمی در طرفةالعینی مسخر میکنند
خازنان روضه از اشعار فانی لعل و دربرده بر رخسار و گوش حور زیور میکنند