گنج

شمارهٔ ۲۳۹ - تتبع خواجه

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: بداشتم۸ بیت
تا از هوای مغبچگان ناتوان شدمدر دیر خاک درگه پیر مغان شدم
خاک ره من اهل نظر سرمه میکنندزاندم که خاک درگه آن آستان شدم
پیرانه سر اگر نه جوانیست در سرمبهر چه عاشق رخ آن دلستان شدم
ز اقبال درد عشق منم عالمی دگرورنه ز چشم و دل ز چه دریا و کان شدم
در عشق آن پری که نشانش پدید نیستاندر میان اهل جنون بی نشان شدم
از بیم خیل غم وطنم گشت میکدهغم نیستم کنون که بدارالامان شدم
وارستم از بلای خودی تا به دست عشقآواره رمیده بی‌خانمان شدم
فانی زیاده زین نتوانم عیان نمودکآشفته این چنین ز هوای فلان شدم