گنج

شمارهٔ ۱۸۲ - تتبع خواجه

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: انهزدند۷ بیت
چند دل را غم و اندیشه دنیا ببردمی صافی مگر این تیرگی ما ببرد
بام دیرم ز پی کسب هوا به که فلکبزم عیشم ز بر بام مسیحا ببرد
چند آن مغبچه از دیر برون آمد مستنقد هوش از دل بی‌صبر و شکیبا ببرد
دل بی‌عشق هلاکست چه باشد که از غیبقابلی جلوه کند وین دل ما را ببرد
کافر من بود آن نوع که تا در پیشیشبرهمن نام بت و دیر و چلیپا ببرد
کس اگر جا همه در کعبه کند چون که ز دیدسیل می موج زن آید دلش از جا ببرد
خاطر نازک آن شوخ نرنجد فانیبه که از کوی وی این یارب و غوغا ببرد