گنج

شمارهٔ ۱۲۰ - مخترع

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: اموج۷ بیت
نسیم صبح نمود از تغار صهبا موجچو باد شرطه که آرد ز روی دریا موج
به باده زورق می را گر افکنی باشدچو کشتی ای که به دریا روان بود با موج
پی هلاک حریفان ز حله دختر رزنموده هر طرف از لاله رنگ خارا موج
شبی که بود برش غیر مردم از غیرتازان سبب که فکندم به بحر سودا موج
ز چین ابرو و چاه ذقن فرو گشتمچرا که هست ز گرداب غرقه ها تا موج
مگر برآوردم از بحر باده موج کرمغریق را نبرد بر کنار دریا موج
نگر به بحر فنا شرح حال فانی خوانازان خطوط که سازد ز لجه پیدا موج