گنج

شمارهٔ ۱۱۹ - تتبع خواجه

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: اج۶ بیت
کسی که ملک دلش کرد خیل غم تاراجپی عمارت آن غیر باده نیست علاج
جنون و عشق بتان باعثم به رسوائیستکجاست می که مهیا شده‌ست مایحتاج
به کوی عشق میان گدا و شه فرق استکه پیش یار خود آن یک سر افکند این تاج
عوض به جام می لعل چیست ملک دلمچه جوهر است که هستش بها به ملک خراج
بیا به میکده زاهد که می معالج شدترا به خبط دماغ و مرا به ضعف مزاج
چو فانی آمده محتاج و تو به حسن غنیزکات را به سپارش نباشدش محتاج