شمارهٔ ۹۴ - تتبع خواجه
من و میل الف قامت آن حورسرشتبر سرم چون که قضا در ازل این حرف نوشت
چشم دارم که دهد پیر مغان از سر خمچو به رندان لحد زیر سرم باید خشت
مطلب نخل وفا از چه که دهقان قضاهرگز این تخم عجب در چمن دهر نکشت
منم امروز و می و مغبچه و دیر مغانشیخ و فردا طلب کوثر و رضوان بهشت
نتوان یافتن از غفلتش اندر مسجددر حضور طلبش هست چه مسجد چه کنشت
خوب و زشتی تو وابسته به رد است و قبولآن چو مخفی است چه دانی که که خوبست و که زشت؟
نیک و بد نیست چو در دست کسی باده بیارفانی ار زشت خصال آمد و گر خوب سرشت