شمارهٔ ۹۵ - تتبع خواجه
تا کوثر و فردوس ره دور و دراز استوان عیش غنیمت که در میکده باز است
از ناز مران رخش پی قبله که هر سوبر خاک ره افتاده سر اهل نیاز است
بنگر به حباب می گلرنگ که در دورچون دیده محمود به دیدار ایاز است
زلف تو مگر هست شب هجر و ره عشقکان تیره و این جمله نشیب است و فراز است
بر دوش من آن داغ سبوی می رندیبر دوخته از شقه اقبال طراز است
گر دیده بود پاک نظر بر رخ شاهداز سالک ره عین حقیقت نه مجاز است
در خانقه از نکته توحید چه گویمچون رند خرابات مغان محرم راز است
افلاک به یک صدمه که در عشق ازل دیدسرگشته چنین تا به ابد در تک و تاز است
فانی نشده غرقه به می بت چه پرستیدر میکده ناکرده طهارت چه نماز است؟