گنج

شمارهٔ ۸۶ - تتبع خواجه

ز بحر چرخ به کشتی عمر صد خلل استدواش بحر شراب و سفینه غزل است
می رقیق چو نقد حیات بی‌مثل استبت شفیق چو عمر عزیز بی‌بدل است
به وصل او ندهم راه احتمال ای عشقاگرچه پیش خرد این فسانه محتمل است
حدیث رند خرابات نیست جز تسلیمکه اهل خانقه است آنکه سربه‌سر جدل است
رو ای فقیه که باشد فنا نتیجه عشقولیک عشق به دل نشئه می ازل است
امید قطع کن ای مرغ دل ز گلشن دهرکه دام طایر قدسی ز دشته امل است
ز قطع راه فنا وصل یافتی فانیبلی مراد درین راه در خور عمل است