شمارهٔ ۳۶ - تتبع میر
چشمه زندگی آمد دهن آن مه نخشببهر سیراب شدن سبزه خط رسته به آن لب
طفل مکتب شده پیر خرد اندر ره عشقشوخ من جلوه کنان چونکه خرامد سوی مکتب
سر ما را چه ره آنکه بفتراک ببندیهمچو گوی این شرفش بس که رسد برسم مرکب
کی به نعل سم رخشت مه نو هست بر ابرکین ز سیم است و وی از چهره عشاق مذهب
ای اجل رنجه شو اکنون که ز بیماری هجرانبهر خان دادنم آمد همه اسباب مرتب
فانیا مطلب تو درد فنا شد چه در آییجز می صافی روشن ز کف مغبچه مطلب