گنج

شمارهٔ ۲۴۱ - تتبع خواجه

قافیه: ردهدارم۶ بیت
چون بیاد لعل او میل می گلگون کنمساغر دوران ز خوناب جگر پر خون کنم
از پی دفع خمار مفلسان میکدهگر ندارم وجه می سجاده را مرهون کنم
طرح آبادی به می گر افکنم باشد چنانککز پی عشرت بنای خانه بر جیحون کنم
من که همواره قدح گردان بود باشد عجبالتفات ار سوی ناهمواری گردون کنم
نیستم رند ار ز آشوب حوادث دهر راوضع دیگرگون شود من حال دیگرگون کنم
خلق را حزن از پی جاهست و من در میکدهفانیا دارم قدح خود را چرا محزون کنم؟