گنج

شمارهٔ ۱۱ - تتبع امیر خسرو در طور خواجه حافظ

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: انهرا۹ بیت
کی به چشم آرم لباس و مسند شاهانه رامن که خواهم دلق فقر و گوشه میخانه را
طایر فرخنده عیش است رام نقل و میاز پی صیدی چنین میریزم آب و دانه را
بهر ما دریا کشان باید که سازد می فروشاز تغارش جام را وز خم می پیمانه را
خویش را کشتم چو می کردی علاجم ای حکیمهر که را باشد خرد چون می دهد دیوانه را
مستی آرد بوی خاک میکده ای پیر دیرگویی اندودی به لای باده این کاشانه را
غفلت آرد واعظا در دل مسلسل گفتنتساختی گویا ز بهر خواب این افسانه را
یک دمم با یاد نی احباب آید نی رقیبچون بگنجد آشنا کی ره بود بیگانه را!
کلبه ام صد رخنه از سنگ حوادث کرد چرخبر سرم خواهد فکندن گویی این ویرانه را
جان فدایت سازم ای فانی اگر خواهی رساندوقت جان دادن به سر وقتم دمی جانانه را