گنج

شمارهٔ ۲۵۴ - تتبع مخدوم

وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)قافیه: ن۷ بیت
ساقی حیات بخشد چون باد نوبهارانچون ابر رخت هستی کش سوی کوهساران
خاطر سخن شنو کن دفتر به می گرو کندر طور فقر نو کن آئین کامکاران
باد از مسیح دم زد لاله به که علم زدخوش باد کو قدم زد آنسو به خیل یاران
می کن به می پرستی دیوانگی و مستیکو شو ز رنگ هستی شرمنده هوشیاران
ز هاد را نشانه در محنت زمانهاز باده مغانه خوش وقت میگساران
بودم به روز خرم وز روزگار بی غمکو ای رفیق همدم آن روز و روزگاران
فانی بود به شیون کز دور چرخ پر فنهم دوست گشت دشمن هم جمله دوستداران