شمارهٔ ۸۰ - ایضا له
منم که کنج خرابات خانقاه منستمی صبوح زدن ورد صبحگاه منست
نبسته تیره گی کفر کله بر سر دیرز عشق مغبچه بر چرخ دود آه منست
ز عشق ماه وشان داغهای تازه ببینسراسر از اثر اختر سیاه منست
بجرم زندگی از هجر آن گل رعناحصار امن و امان من و پناه منست
برون ز میکده نایم که از حوادث چرخسرشک سرخ و رخ زرد عذرخواه منست
به دیر پیش بتی سجده آرزو دارمخیال زهد ندارم خدا گواه منست
روم به میکده گاه خمار چون فانیکه باده دافع این حالت تباه منست