شمارهٔ ۱۱۱ - تتبع مخدومی
باز در دیر مغان عربده مستانستسخن از گنج فشانی تهی دستانست
مطرب از همت حاتم چه سرود آرایدکه فلک پست ترین منزل سر مستانست
دادن جان و ستاندن ز لب ساقی پرستا شبانگاه بدین سان بده و بستانست
سرو اگر چند بلند است ز اشجار چمنپیش نخل قد رعنای تو از پستانست
وادی کعبه اسلام چه پویم ای شیخکه بت کافر من جانب ترکستانست
مستی و رندیم ار چرخ به دستانها گفتچه کنم بهر من این نوع صدش دستانست
فانی ار نیستی ات هست به مطلوب رسیکه به وصلش سببی نیست اگر هست آنست