گنج

شمارهٔ ۸۲ - تتبع شیخ

ملک آفاق به جز دیر مغان این همه نیستمایه عیش به جز رطل گران این همه نیست
واعظا این همه از باغ جنان قصه مگویکه من و کوی کسی باغ جنان این همه نیست
دوش گفته‌ست ز بس نعره و آشوبم بازهست او ورنه علالای سگان این همه نیست
جاه و اقبال جهان جمله حباب است و نمودبود این سلسله شعبده سان این همه نیست
این همه حسن و لطافت که پریزاد مراستگر سوی جنس بشر بنگری آن این همه نیست
از زمان هر نفسم صد غم بیداد رسیدور نه جور و ستم اهل زمان این همه نیست
خاک کویش مگر از چشم ملائک شده نقشورنه از چهره عشاق نشان این همه نیست
فانیا جان ده و از محنت هجران وارهحاجت ناله و آشوب و فغان این همه نیست