گنج

شمارهٔ ۷۵ - ایضا له

قافیه: الیست۷ بیت
در دلم تیرگی از فرقت مشکین‌خالیستکه ازو هر نفسم آمده مشکل خالیست
مرغ دل کش نبود بال به سوی تو پردچه عجب از غم این دلشده فارغ بالیست
دود اندوه ملامت دل پر خون مرااز غم طره مشکین عذار آلیست
از غم دهر به یک جام حمایت نکنیساقیا جانب رندان عجبت اهمالیست
صبح در دیر مغان مغبچه باده فروشجام می داد صباحم چه همایون فالیست
بین سوی پیر زن عشوه گر دهر که چونرستمانند زبونش چه عجایب زالیست
هجر آن ماه دو هفته کشدم ای فانی«ما هم این هفته شد از شهر و به چشمم سالیست»