گنج

شمارهٔ ۶۱ - تتبع خواجه

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: انهتوست۸ بیت
قدم به کلبه‌ام از لطف بیکرانهٔ توستکه بنده بنده تو بود و خانه خانهٔ توست
شب به کوی وی ای دل چه‌ها فتاده که روزبه شهر و کوه و دمن خلق بر فسانهٔ توست
گدایم و تو غنی ای جوان باده‌فروشزکاتی از همه خم‌ها که در خزانهٔ توست
ز خاک پای تو شد روشنم نظر که مراسواد دیده چو گل‌میخ آستانهٔ توست
درآمدی به دلم مست و تیغ ظلم به دستکنون به هر سوی دل بنگرم نشانهٔ توست
صدای نغمه‌ات ای مطرب اوفتاد به دیرکه پای‌کوبی رندان ازان ترانهٔ توست
ز هر مراد که دورند بیدلان ای چرخچون بنگرند به یک حیله یا بهانهٔ توست
به عشق مغبچگان تا فتادی ای فانیسرود راه فنا نغمه مغانهٔ توست