گنج

شمارهٔ ۹۲ - تتبع خواجه

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اماست۷ بیت
هر دل که نه صاف است برو فیض خرام استمرآة رخ دوست دل آئینه فام است
در آئینه جام بدیدم رخ ساقیآن دوره آئینه مگر دوره جام است؟
از آب حیات قدحم کام به ذوق استعمری می تلخ است و مرا عمر به کام است
کی لخلخه صندل احمر خوشم آیدکه قلقله ظرف میم عطر مشام است
از میکده عشق چو شد باده حلالمنانم دگر از خانقه زهد حرام است
هم باد به خود آمد و هم آب ز خود رفتدر گلشنت ای سرو سمن بر چه خرام است؟
از خویش برون رفتن و در دوست رسیدنفانی ره فقر ار چه درازست دو گام است!