گنج

شمارهٔ ۱۵۳ - تتبع خواجه

میل سروم ز هوای قد دلجوی تو بودبودنم واله گلبرگ هم از روی تو بود
در خم طاق فلک هیأت قوسی هلالاز پی زیب کمانخانه ابروی تو بود
مردم از رشک و دگر زنده شدستم از شوقکه سحر نگهت گل را به چمن بوی تو بود
در خرابات مغان دوش علالا تا صبحاز می لعل تو و سلسله موی تو بود
بود در راه طلب روشنی دیده و دلتوتیا رنگ هر آن گرد که از کوی تو بود
کعبه و دیر تفاوت نکند چون همه جادیده بر روی تو و میل دلم سوی تو بود
فیض قدسی رسد از نکته فانی هر دمکه حدیثش صفت لعل سخنگوی تو بود