گنج

شمارهٔ ۲۰۱ - مخترع

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: اکانداز۷ بیت
کیف و جان بخشدم آن لب می نابست مگر؟روح صافی کندم لعل مذابست مگر؟
خواب در چشم، ندارم ز خیال مژه‌اتخیل هندو زده صف رهزن خوابست مگر؟
حمرت بیضه من هست و به خوناب سرشکآمده بر می گلرنگ، حبابست مگر؟
آب کوثر ز کف حور ندارد مستیدر کف ساقی گلچهره شرابست مگر؟
تنگ و تاریک دلم کز غم او گشت خرابکنج ویران من خانه خرابست مگر؟
ندهد عشق و میم نشاء به پیری گفتمگفت پیر خردم عهد شبابست مگر؟
سیل می کشور هوش و خردم کرد غریقفانیا در عجبم عالم آبست مگر؟