گنج

شمارهٔ ۸

قافیه: سمارا۸ بیت
به کشف حال دوران نیست جام جم هوس ما راهمان جامی که ساقی عکس رو افکند بس ما را
ز شیخ هیچ کس چون جانب دیر مغان رفتمکنون در خانقه دیگر نه بینی هیچ کس ما را
نشسته فارغ البالیم در دور تغار میبه راندن دور نتوان کرد زانجا چون مگس ما را
به فریاد خمار افتاده پیر دیر بدحالمتو خواهی بود یا خود مغبچه فریادرس ما را
غریو کوس شاه از خواب مستی در نمی آردچه بیداری دهد ای کاروان بانگ جرس ما را
گدایی التماس ما بود یک جرعه می در سرنخواهد بود لعل تاج شاهی ملتمس ما را
ازان رندان شمر ما را که در رندی و شبگردیچو مستان از عسس بگریزد ار بیند عسس ما را
چو فانی غرق می گشتیم لیکن عاقبت یابندحریفان بر کنار افکنده زین دریا چو خس ما را