شمارهٔ ۲۸۱ - تتبع میر
اگر فرهاد و شیرین هر دو در دوران من بودییکی شرمنده از من آن یک از جانان من بودی
اگر مجنون به دشت عشق همراهم شدی یکرهبه جان ز آشفتگی های دل ویران من بودی
مگو کز اشک در کوی وفا روید نهال وصلکه گر بودی چنین از دیده گریان من بودی
چو گل چاک گریبانم نگشتی هر سحر ظاهرچو در اشک اگر آنشوخ در دامان من بودی
هزاران شب به بیداری به روزم نامدی در هجرشبی گر آن مه نامهربان مهمان من بودی
ز ناز و غمزه گاهی چشم اگر وا کردی آن مهوشز حیرانی که دارم در رخش حیران من بودی
وفا را در دل خوبان اثر گر بودی ای فانینبودی یار از آن بیوفایان زان من بودی