شمارهٔ ۱۳۱ - تتبع خواجه
بیا که لشکر دی خیل سبزه غارت کردبسوی باده ز یخ شوشه ها اشارت کرد
ز باده جوی حرارت که رفت آن کآتشبگرم رویی خود دعوی حرارت کرد
بریم دفتر و سجاده بهر می سوی دیر«که سود کرد هرانکس که این تجارت کرد»
خوش آن کسیکه درین فصل توبه چون بشکستگناه خود بشکست خودی کفارت کرد
شراب گشت به ما باعث خرابی هاخداش خیر دهاد ار چه پر شرارت کرد
هوای میکده عشرت فزاست باده فروشمگر بآب می این خانه را عمارت کرد
ز لوث زهد ریای معاشری شد پاککه بهر سجده به ابریق می طهارت کرد
چو سر بکوه و بیابان نهی دلی دریابکه یافت حج قبول آنکه این زیارت کرد
ز لفظ بگذر و معنی طلب کن ای فانیکه اهل معنی ابا ز آفت عبارت کرد