شمارهٔ ۱۷۱ - در طور شیخ
وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیه: امافکند۷ بیت
کس نخل ناز چون قدت ای سیمبر ندیدچون لعل می پرست تو گلبرگ تر ندید
جان از لب تو راند سخن لیک ازان دهنظاهر نکرد هیچ تکلم مگر ندید
با حسن و دلبری چو تو فرزند نازنینمادر به مهد ناز ترا و پدر ندید
بس کن خدای را تو مؤذن فغان خویشکس شام نامرادی ما را سحر ندید
ور حسن حالتیست کزان نطق عاجز استکانرا بغیر مردم صاحب نظر ندید
ساقی خمار می کشد جام می بیارچون کس خلاص بی می ازین درد سر ندید
فانی طریق رندی ما را مدار عیبزاهد که کس بما به جز این خود هنر ندید