گنج

شمارهٔ ۸۴ - ایضا له

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: ست۷ بیت
مانده در کوی مغان تا ابدم عاشق و مستکه شدم شیفته مغبچگان روز الست
سر نهم پیش قدح همچو صراحی هر دمدر خرابات مغان تا شده ام باده پرست
رفتم از دست ز تشویر خمار ای ساقیلطف باشد به یکی جرعه گرم گیری دست
آن میان هست در آغوش و کسی گوید نیستوان دهن نیست به گفتار و تو پنداری هست
دلم ای مغبچه مشکن که درین دیر کهنهست بد مست هر آن شوخ که او جام شکست
قامتم خم شده از خدمت رندان در دیرپیر از بس سبوی باده بدوشم که نشست
زاهدا چند ریاضت کشی اینک فانیخورد یک جام فنا وز خودی خود وادست