گنج

شمارهٔ ۳۳ - تتبع خواجه

میکند وقت صبح نعره سحابکه زمان صبوح را دریاب
از گلستان کشید مرغ صفیردر شبستان نمود ناله رباب
زین فغانها ز هر طرف یک یکبرگرفتند سر ز خواب احباب
نیم مخمور و نیم مست شدندجانب بزم صبحگاه بشتاب
بحریفان دوش ساقی بزمکرد بنیاد دور جام شراب
گر نمودی تو نیز بگشا چشمرنجه فرما قدم سوی اصحاب
یک دو دم وقت را غنیمت دانبه حریفان بنوش باده ناب
باش تا آن زمان که دارد چرخجام زرین مهر مست و خراب
گرد بیدار زانکه چون گردیمست بیشک دگر شوی در خواب
خواب دورو درازت اندر پیشخیز یکدم ز خواب روی بتاب
بگشاید ز خواب ای فانیدر چشمت مفتح الابواب