شمارهٔ ۱۷۷ - تتبع خواجه
اگر به میکده ام یکشب انجمن باشدچراغ انجمن آن به که یار من باشد
چه میل باغ کنم با وجود قد و رخشکه صد فراغتم از سرو و یاسمن باشد
ز زلف پرشکنش صید دل چسان برهدکه صد کمند بلا زیر هر شکن باشد
شهید عشق تو از خاک چون برآرد سرچو لاله غرق می و داغ بر کفن باشد
ز روضه دیر مغان آرزو کنم در حشرغریب را دل محزون سوی وطن باشد
کجاست می که بشوید ز لوح خاطر پاکگرت ز محنت دوران دو صد سخن باشد
اگر به دشت فنا خاک ره شود فانیبه باد سوی تواش میل آمدن باشد