شمارهٔ ۱۰۴ - ایضا له
کافر عشقم و سودای بتان دین منستخاک بتخانه شدن شیوه و آیین منست
اثر نعل سم رخش تو و پای سگتدر شب تیره هجران مه و پروین منست
چون ز میخانه برون آیم و هشیار شومچرخ از وسوسه عقل چو در کین منست
بلبل لال مگو فصل دی از فرقت گلدور از روی تو مرغ دل غمگین منست
خسته عاشق دیوانه رسوایی قتلاین صفتها که نمودی پی تعیین منست
سجده پیر مغان پیش بت و جام صبوحدر مقامات طریقت همه تلقین منست
رست فانی ز خود و رفت به صحرای فنااینکه میبینمش از دیده خودبین منست