گنج

شمارهٔ ۱۹۹ - مخترع

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: میدگر۷ بیت
دل صدپاره‌ام از لعل تو خونست دگرهر دم از رهگذر دیده برونست دگر
دل مجنون که دران زلف شد ای باد صباگو که در حلقه آن سلسله چونست دگر
ز سر نو مگر آراسته مشاطه صنعکه رخت چون مه و خط غالیه گونست دگر
آن پری عشوه کنان جام میم داد به دستدر سرم آتش مستی و جنونست دگر
دل که پیرانه دم از بازوی تقوی میزددر کف عشق یکی طفل زبونست دگر
رسته بودم ز غم عشق چو یار آمد وایکان غمم از حد و اندازه فزونست دگر
ای طبیب از سر فانی مگذر زان که ز هجرضعف بیرونش به اندوه درونست دگر