گنج

شمارهٔ ۱۸۷ - مخترع

نه از می لعل آن مه پیکر آلودکز آب خضر گلبرگ تر آلود
مه اندر آسمان از شوق رویشبود دیوانه ای خاکتر آلود
نباشد لاله زار اندر بهارانکز اشک خونینم دشت و در آلود
شفق نبود که از خونین سرشکمگذشت آنسان که روی دیگر آلود
کسی کاحوال فانی خواند ز اوراقبه خون دیده روی دفتر آلود