شمارهٔ ۱۴۶ - تتبع خواجه
از رخت عکس مگر در می گلفام افتادیا گل از گوشه دستار تو در جام افتاد
چون گل خشک بود بسته به گلدسته ترشکل داغ تو که بر جسم گلاندام افتاد
گر نه آن مغبچه از دیر برون آمد مستچیست این آفت و یغما که در اسلام افتاد
فرقها هست به رسوایی عشق ای زاهدکز تو نام نکو افتاد و ز ما نام افتاد
سر فتنه است در ایام تو خوبان را لیکچشم فتان تو سرفتنه ایام افتاد
پردهدار است شب و پردهدری شیوهٔ روززین سبب عیش نهانی طرف شام افتاد
دل فانی ز گل روی تو شد بسته به زلفمرغی از گلشن قدس آمد و در دام افتاد