بحرالحقایق
بخش ۱ - بسم الله الرحمن الرحیمبه نام آنکه بنیاد جهان کردبخش ۲ - باب الالفالف باشد گرت فهم عبارتبخش ۳ - بیان الاتحادز لفظ اتحاد ار نکته دانیاستبخش ۴ - الاتصالکنون بشنو که در ضمن مقالتبخش ۵ - الاحداحد در نزد صوفی اسم ذاتستبخش ۶ - الاحدیهاحدیت بود وصفی که ساقطبخش ۷ - احدیه الجمعاحدیت که جمع اندر بیانستبخش ۸ - احصاء الاسماءاگر صاحبدلی بشنو کماهیبخش ۹ - الاحوالبود احوال افاضات مواهببخش ۱۰ - الاحسانگر از روی خرد باشی مصدّقبخش ۱۱ - الارادهاراده مر محبت را مبادیستبخش ۱۲ - ارائک التوحیدشنو زارائک التوحید باریبخش ۱۳ - الاسمز اسم ار اصطلاح ما بدانیبخش ۱۴ - الاسماء الذاتیهکنون گفتارم از اسماء ذاتیستبخش ۱۵ - الاسم الاعظمدگر بشنو بیان اسم اعظمبخش ۱۶ - الاصطلامیکی از اصطلاحات اصطلام استبخش ۱۷ - الاعرافیکی از معنی اعراف بشنوبخش ۱۸ - الاعیان الثابتهشنو ز اعیان ثابت اصطلاحیبخش ۱۹ - الافق المبین والافق الاعلیافق باشد مبین اندر بدایتبخش ۲۰ - الافراد و الامیناناگر افراد را جوئی رجالندبخش ۲۱ - الامامانامامان قطب را همچون دو دستندبخش ۲۲ - ام الکتابگرت اندیشهام الکتاب استبخش ۲۳ - الآن الدائمز آن دایم اگر با افتتاحیبخش ۲۴ - الانانیتانانیت بود آن شیء که هر شییبخش ۲۵ - الانیتزانیت بگویم و ز جهاتشبخش ۲۶ - الانزعاجدگر از اصطلاحات انزعاج استبخش ۲۷ - انصداع الجمعاگر داری تو قلب و سمع بشنوبخش ۲۸ - الاوتادزا و تاد ار بپرسی چار مردندبخش ۲۹ - باب الباءاشارت باءببد و ممکناتستبخش ۳۰ - باب الابوابنکو دریاب شرح باب الابواببخش ۳۱ - البارقهشود ظاهر بسالک در اوایلبخش ۳۲ - الباطلز باطل گر بپرسی جز عدم نیستبخش ۳۳ - البدلاءز بدلا یعنی ابدال مکرمبخش ۳۴ - البدنهبود بدنه از آن نفسی کنایتبخش ۳۵ - البرقبود برق آن ضیائی کاولین کاربخش ۳۶ - البرزخبود برزخ گرت با من بود دلبخش ۳۷ - البرزح الجامعدگر از برزخ جاکع بتفسیربخش ۳۸ - البسطبود بسط آن ورود ناگهانیبخش ۳۹ - البصیرهبصیرت قوه قدسی است بر دلبخش ۴۰ - البقرهبقر دارد حدیث از نفسر مرتاضبخش ۴۱ - البوادربوادر فجئهئی باشد که بر دلبخش ۴۲ - بیتالحکمهز بیت الحکمه کان قلبی بود خاصبخش ۴۳ - بیتالمقدسز بیتالمقدس بشنو قلب طاهربخش ۴۴ - بیتالمحرمبود بیتالمحرم قلب کاملبخش ۴۵ - بیتالعزهبیتالعزه آنک اهل دل آمدبخش ۴۶ - بابالتاءبود تا از تعینها کنایتبخش ۴۷ - التانیسبود تانیس بر ظاهر تجلابخش ۴۸ - التجلیتجلی جلوه غیبالغیوبستبخش ۴۹ - التجلی الشهودیتجلی شهودی آن ظهور استبخش ۵۰ - التحقیقز حق باشد گرت در علم توفیقبخش ۵۱ - التصوفاگر خواهی ز معنای تصوفبخش ۵۲ - التلویندگر بشنو ز صوفی شرح تلوینبخش ۵۳ - باب الثاءبمعنی ثا اشارت بر ثواب استبخش ۵۴ - الثقهثقه بر رزق مقسوم اعتماد استبخش ۵۵ - باب الجیم الجذبهبود جذبه اگر پرسی عنایتبخش ۵۶ - الجرسجرس صوتیست مجمل کز جنابشبخش ۵۷ - الجسدجسد گر هست سیرت در مظاهربخش ۵۸ - الجلاءجلا باشد ظهور ذات بر ذاتبخش ۵۹ - الجلالجلال است احتجاب ذات حضرتبخش ۶۰ - الجمالجمالش جلوه ذات از کمال استبخش ۶۱ - الجمعیهاگر پرسی که جمعت کدام استبخش ۶۲ - الجمعندانی گرچه باشد جمع مطلقبخش ۶۳ - جمعالجمعز جمعالجمع گر پرسی علامتبخش ۶۴ - جنهالافعالشنو از جنهالافعال واضحبخش ۶۵ - جنهالوراثهدگر باشد جنانی از وارثتبخش ۶۶ - جنهالصفاتیکی جنّت مسما بر صفات استبخش ۶۷ - جنهالذاتدری از جنهالذاتست مفتوحبخش ۶۸ - الجنائبجنائب صاحب اعمال خیرندبخش ۶۹ - جهتاالضیق والسعهجهت باشد یکی ضیق وسعت بازبخش ۷۰ - جهتاالطلبطلب را دو جهت باشد هم اینسانبخش ۷۱ - جواهر العلوم و الانباء و المعارفجواهرها کز آن کس نیست واقفبخش ۷۲ - بابالحاء الحالبود حال آنکه بر قلب است واردبخش ۷۳ - حجهالحقشود از حجت الحق هر که سایلبخش ۷۴ - الحجابحجابت عکس صورتهای کونیستبخش ۷۵ - الحروفحروف آمد ز اعیان محیطهبخش ۷۶ - الحریهبود حیرت آزادی ز اغیاربخش ۷۷ - الحرقبود حرق از تجلیها اواسطبخش ۷۸ - حفظالعهدز حفظالعهد بشنو کان حدود استبخش ۷۹ - حفظ عهد الربوبیه و العبودیهیکی دیگر ز حفظ العهد آنستبخش ۸۰ - حقیقهالحقایقتو را گر فهم اسرار و دقایقبخش ۸۱ - حقیقهالمحدیهمحمد را حقیقت گفت کاملبخش ۸۲ - حقایقالاسماءخود اسماء را حقایق آن صفاتستبخش ۸۳ - حقالیقینتو را حق الیقین گر سمع باشدبخش ۸۴ - الحکمهبود خود حکمت معلوم لایقبخش ۸۵ - بابالخاءالخاطرنگردد خاطرت هرگز مکدربخش ۸۶ - الخاتمبود گر بر ولایت محرمیتبخش ۸۷ - الخرقهتو را گر هست ذوقی از تصوفبخش ۸۸ - الخضرمراد از خضر بسط رهروانستبخش ۸۹ - الخطرهبود آن خطره کایدپیش سالکبخش ۹۰ - الخلهبود خلت بتحقیق موحدبخش ۹۱ - الخلوهبود خلوت ترا با حق تکلمبخش ۹۲ - خلعالعادتبود آن نزد عارف خلع عاداتبخش ۹۳ - خلق جدیدتو از خلق جدید این را سنددانبخش ۹۴ - باب الدال الدبوربود آن صولت نفس عقورتبخش ۹۵ - درهالبیضاءمرا شد ردهالبیضا مسجلبخش ۹۶ - بابالذال الذخایرهر آن کز غیب بازستش مشاعربخش ۹۷ - الذوقشنو از ذوق کان اصل شهود استبخش ۹۸ - ذوالعقلبظاهر خلق و باطن هر که حق دیدبخش ۹۹ - ذوالعینذویالعین آنکه حق بیند بظاهربخش ۱۰۰ - ذوالعقل و العیندگر صولی که داند سر کونینبخش ۱۰۱ - بابالراءشنو از راعی ار داری کیاستبخش ۱۰۲ - الرانچه باشد ران، حجابی کوست حایلبخش ۱۰۳ - الرببود رب اسمی از اسماء حضرتبخش ۱۰۴ - ربالارباببود حق ربالارباب مکرمبخش ۱۰۵ - الرتقز رتق آرم تو را شرحی بتمثالبخش ۱۰۶ - الرحمنبود رحمن ز اسماء الهیبخش ۱۰۷ - الرحیمرحیم اسمیست کز وی میشود خاصبخش ۱۰۸ - الرحمه و هو الامتنانیه و الوجودیهز رحمت بشنو ار دانی معانیبخش ۱۰۹ - الرداء والردیردا بر عبد خوش زیبنده باشدبخش ۱۱۰ - الرسماشارت رسم بر خلق و صفاتستبخش ۱۱۱ - رسوم العلوم و رقوم العلومرسومات علوم آمد مشاعربخش ۱۱۲ - الرعونهرعونت چیست حظ از خویش بردنبخش ۱۱۳ - الرقیقهرقیقه چیست نیکودان لطیفهبخش ۱۱۴ - الروحشنو از روح کآن ربانی آمدبخش ۱۱۵ - باب الزاءالزاجربود زاجر همانا نور مقذوفبخش ۱۱۶ - الزجاجهزجاجه قلب صاحب سینه باشدبخش ۱۱۷ - تحقیق آیه النورمراد از نور اینجا صرف ذاتستبخش ۱۱۸ - تطبیقبد این از عالم اصغر علامتبخش ۱۱۹ - الزمردهز مرد داری از نور هدایتبخش ۱۲۰ - الزمانزمان مذکور شد در آن دایمبخش ۱۲۱ - الزواهرزواهر را بدان علم طریقتبخش ۱۲۲ - الزیتونبود زیتون همان نفسی که مذکوربخش ۱۲۳ - الزیتدگر نوریست زیتت در عبارتبخش ۱۲۴ - باب السین السابقهکنند از سابقه اهل گواهیبخش ۱۲۵ - السالکبود سالک یکی سیار در راهبخش ۱۲۶ - السبخهبود سبخه هبا یعنی هیولابخش ۱۲۷ - الستربود ستر آن حجاباتی که محجوببخش ۱۲۸ - الستائرزاکوان دان صورها را ستائربخش ۱۲۹ - الستورستور آمد بتحقیق این هیاکلبخش ۱۳۰ - سجودالقلبسجود قلب نفی مطلق آمدبخش ۱۳۱ - السحقبود سحق از نمود خویش هجرتبخش ۱۳۲ - السدرهزکبری برزخیت کوست سدرهبخش ۱۳۳ - السرشنو از سر و سر حق نگهداربخش ۱۳۴ - سرالعلمشنو از سر علم از من به نصفتبخش ۱۳۵ - سرالحالاگر آگه ز سر حال گردیبخش ۱۳۶ - سرالحقیقهز حق سریست در اشیاء وثیقهبخش ۱۳۷ - حکایتمریدی خواست از پیری اجازتبخش ۱۳۸ - سرالتجلییکی از بهرت تسکین و تسلیبخش ۱۳۹ - سرالقدربود سرالقدر علمش بهر عینبخش ۱۴۰ - سرالربوبیهیک از سر ربوبیت بتحقیقبخش ۱۴۱ - سرسرالربوبیهربوبیت بسر سر بود آنبخش ۱۴۲ - سرائر الاثارز آثارت سرائر گر یقین استبخش ۱۴۳ - السرائرشنو باز از سرائر بی ز آثاربخش ۱۴۴ - السعهسعه در قلب کامل را تحققبخش ۱۴۵ - السفرسفر آمد به پیش ایمرد سیاربخش ۱۴۶ - سقوط الاعتباراتگرت ذوقیست در فهم عباراتبخش ۱۴۷ - السمسمهعباراتی که ذکرش بس ادق استبخش ۱۴۸ - سوال الحضرتینگرت علمی بحال نشاتین استبخش ۱۴۹ - سوادالوجهسوادالوجه فیالدارین رازیستبخش ۱۵۰ - باب الشین الشاهدز شاهد گر بپرسی بس صریح استبخش ۱۵۱ - شعب الصدعتو شعبالصدع جمع افرق را گوبخش ۱۵۲ - الشفعاگر گاهت سراغ از شفع باشدبخش ۱۵۳ - الشهودشهودت رؤیت حق است بر حقبخش ۱۵۴ - شهود المفصل فیالمجملشهودی هم که در مجمل مفصلبخش ۱۵۵ - شهود المجمل فی المفصلو گر بینی احد در کثرت اولبخش ۱۵۶ - شواهدالحقشواهدهای حق باشند یکسانبخش ۱۵۷ - شواهدالتوحیدبود دیگر شواهدهای توحیدبخش ۱۵۸ - شواهد الاسماءشواهدهای اسماء بیمنافاتبخش ۱۵۹ - الشئونشئون ذاتی و افعالی است آنبخش ۱۶۰ - الشیخمراد از شیخ باشد مرشد راهبخش ۱۶۱ - علامات الشیخ الکاملبود بهر چنین شیخی علاماتبخش ۱۶۲ - حکایت ابوحمزهابوحمزه خراسانی که مردیستبخش ۱۶۳ - التمیزنپنداری شیوع این کودکانندبخش ۱۶۴ - باب الصاد صاحبالزمان و الوقت و الحالشنو از صاحب وقت و زمان حالبخش ۱۶۵ - صبیح الوجهصبیحالوجه شمس بذل و داد استبخش ۱۶۶ - الصباصبا نفحات رحمانیست کایدبخش ۱۶۷ - الصدیقبود صدیق تاکید صداقتبخش ۱۶۸ - صدقالنورز صدقالنور بشنو کت بکار استبخش ۱۶۹ - الصداءصدا بر دل خطور ناپسند استبخش ۱۷۰ - الصعقبود صعقت اگر دانی اشاراتبخش ۱۷۱ - الصفوهبود صوفت صفا از کدر اغیاربخش ۱۷۲ - صورهالحقگرت با صورهالحق است روئیبخش ۱۷۳ - صورالالهصورهای اله انسان کاملبخش ۱۷۴ - صوامعالذکرصوامع کان بذکر آمد معاینبخش ۱۷۵ - صورالارادهصورهای اراده گر بری پیبخش ۱۷۶ - باب الضاد الضنائنضنائن را اگر خواهی خصایصبخش ۱۷۷ - الضیاءضیاء آن روشنی باشد که در کاربخش ۱۷۸ - بابالطاء الطویلطویل آمد ز اسماء الهیبخش ۱۷۹ - الطاهربود طاهر که حق بیانحرافشبخش ۱۸۰ - طاهر الظاهربود آن طاهر الظاهر که عاصیبخش ۱۸۱ - طاهر الباطنبود آنطاهر الباطن که معصومبخش ۱۸۲ - طاهرالسربود آن طاهرالسر کوبکونینبخش ۱۸۳ - الطب الروحانیشنو از طب روحانی مقالاتبخش ۱۸۴ - الطریقهطریقت ملک سلاک راهستبخش ۱۸۵ - التفریق بین الکامل و الغافلکسی کش نیست تاب ترک نانیبخش ۱۸۶ - الطمسدگر طمس ار که سیرت در علوم استبخش ۱۸۷ - بابالضاء ظاهر الممکناتشنو از ظاهر الممکن که هست آنبخش ۱۸۸ - الظلمراداز ظل وجودی دان اضافیبخش ۱۸۹ - ظل الاولدگر دان ظل اول عقل اولبخش ۱۹۰ - ظلالالهبود ظل اله انسان کاملبخش ۱۹۱ - بابالعین العالم بفتح اللامچنین گویند ارباب معانیبخش ۱۹۲ - عوالم الجبروت و المکوت و الملکبود هم عالم جبروت اعلابخش ۱۹۳ - العارفز عارف گوش کن گر مرد راهیبخش ۱۹۴ - التعرفپس از تحقیق عارف کن توقفبخش ۱۹۵ - فرقه من المتعرفینیکی اندر لباس عارفانستبخش ۱۹۶ - و من المتعرفینگروهی باز از اهل تعرفبخش ۱۹۷ - و من المتعرفینگروهی کاهل علم و اختصاصندبخش ۱۹۸ - کلام آخرتصوف عجز و فقر و انکسار استبخش ۱۹۹ - تعرفه ممدوحشنیدی چون تعرفهای مقدوحبخش ۲۰۰ - عرفانصفی زان شد که بحرش درفشان شدبخش ۲۰۱ - العالم بکسراللامشنیدی چون ز عارف داستانیبخش ۲۰۲ - العامهشنو از عامه کاهل اقتصارندبخش ۲۰۳ - العارالعظیمدگر عار عظیم اندر ضمیرتبخش ۲۰۴ - العباده و العبودیه والعبودهدگر اندر عبادت کن تعقلبخش ۲۰۵ - العبادلهعبادله بنزد مرد دانابخش ۲۰۶ - العباد الحقیقی و هم مظاهر الاسماءکنون از اولیا گویم که درسربخش ۲۰۷ - عبداللهبود عبدالله آنکو اندر او حقبخش ۲۰۸ - عبدالرحمنخود آن کو عبد رحمن از یقین استبخش ۲۰۹ - عبدالرحیمدگر عبدالرحیم آنست در نصبخش ۲۱۰ - عبدالملکبود عبدالملک کو بیتوقفبخش ۲۱۱ - عبدالقدوسولیی کوست نامش عبد قدوسبخش ۲۱۲ - عبدالسلامولیی باز کو عبدالسلام استبخش ۲۱۳ - عبدالمؤمنز عبدالمؤمنت گویم معاینبخش ۲۱۴ - عبدالمهیمنبود عبدالمهیمن آنکه مشهودبخش ۲۱۵ - عبدالعزیزدگر عبدالعزیز آن در تمیز استبخش ۲۱۶ - عبدالجباردگر عبدی که بر وی اسم جباربخش ۲۱۷ - عبدالمتکبرکسی شد مظهر وصف تکبربخش ۲۱۸ - عبدالخالقز عبدالخالق ارپرسی هویداستبخش ۲۱۹ - عبدالباریز عبدالباری ار علمت ادیب استبخش ۲۲۰ - عبدالمصورولیی کو بود عبدالمصوربخش ۲۲۱ - عبدالغفارکسی کو مظهر غفار باشدبخش ۲۲۲ - عبدالقهاردگر هم عبدقهار است در کاربخش ۲۲۳ - عبدالوهابدگر باشد ولیی عبد وهاببخش ۲۲۴ - عبدالرزقولیی عبد رزاقش بود نامبخش ۲۲۵ - عبدالفتاحچو نور اسم الفتاح برتافتبخش ۲۲۶ - عبدالعلیمبود عبدالعلیم آنکس که معلومبخش ۲۲۷ - عبدالقابضتو عبدالقابض آنرا دان زحالشبخش ۲۲۸ - عبدالباسطتو عبدالباسط آنرا دان که مبسوطبخش ۲۲۹ - عبدالخافضز عبدالخافضت گویم بیانیبخش ۲۳۰ - عبدالرافعزاسم رافعست اینجمله رفعتبخش ۲۳۱ - عبدالمعزکند عبدالمعز را در تولیبخش ۲۳۲ - عبدالمذلبود عبدالمذل در علم و احوالبخش ۲۳۳ - عبدالسمیع و البصیربود عبدالسمیع آنکس که ز اشیاءبخش ۲۳۴ - عبدالحکممیان بندگان عبدالحکم رابخش ۲۳۵ - عبدالعدلز عبدالعدل گویم با تو حالیبخش ۲۳۶ - عبداللطیفخود آن عبداللطیف اندر مقام استبخش ۲۳۷ - عبدالخبیردگر هم زاولیا عبدالخبیر استبخش ۲۳۸ - عبدالحلیمبود عبدالحلیم آنکس که تعجیلبخش ۲۳۹ - عبدالعظیمبود عبدالعظیم آنکو ز رتبتبخش ۲۴۰ - عبدالغفوربود عبدالغفور اندر مکارمبخش ۲۴۱ - عبدالشکوربود عبدالشکور آنکس که دایمبخش ۲۴۲ - عبدالعلیبود عبدالعلی آنکس که برتربخش ۲۴۳ - عبدالکبیردگر عبدالکبیر این ناگزیر استبخش ۲۴۴ - عبدالحفیظبود عبدالحفیظ آنکو نگهداربخش ۲۴۵ - عبدالمقیتدگر عبدالمقیت او گاه و بیگاهبخش ۲۴۶ - عبدالحسیبدگر هم ز اولیا عبدالحسیب استبخش ۲۴۷ - عبدالجلیلنمایم واقف از عبدالجلیلتبخش ۲۴۸ - عبدالکریمبود عبدالکریم آنکس که مشهودبخش ۲۴۹ - عبدالرقیببود عبدالرقیب آنکس که در کیشبخش ۲۵۰ - عبدالمجیبمگر عبدالمجیب اول اجابتبخش ۲۵۱ - عبدالواسعز عبدالواسعت گویم بواقعبخش ۲۵۲ - عبدالحکیمبود عبدالحکیم آن کوست بینابخش ۲۵۳ - عبدالودودبود عبدالودود آن پاک زادیبخش ۲۵۴ - عبدالمجیددگر از اولیا عبدالمجید استبخش ۲۵۵ - عبدالباعثتو عبدالباعث آنرا دان که احیابخش ۲۵۶ - عبدالشهیدبود عبدالشهید آنکس که اشهادبخش ۲۵۷ - عبدالحقبود عبدالحق آن کش حق ز باطلبخش ۲۵۸ - عبدالوکیلبود عبدالوکیل آنکس ز اطیاببخش ۲۵۹ - عبدالقویبود عبدالقوی در قهر مشهوربخش ۲۶۰ - عبدالمتینکسی عبدالمتین اندر شکوه استبخش ۲۶۱ - عبدالولیمگر عبدلولی دور از تکلفبخش ۲۶۲ - عبدالحمیدبود عبدالحمید آنکس که محمودبخش ۲۶۳ - عبدالمحصیتو عبدالمحصی آنرا دان که بینشبخش ۲۶۴ - عبدالمبدیتو عبدالمبدی آنرا دان که اشهادبخش ۲۶۵ - عبدالمعیددگر از اولیا عبدالمعید استبخش ۲۶۶ - عبدالمحییبعبدالمحیی ار داری تولیبخش ۲۶۷ - عبدالممیتبود عبدالممیت آن کز ولایشبخش ۲۶۸ - عبدالحیشناسی گر که عبدالحی کدامستبخش ۲۶۹ - عبدالقیومکسی او عبد قیوم است مطلقبخش ۲۷۰ - عبدالواجدز عبدالواجد ار پرسی وجودشبخش ۲۷۱ - عبدالماجدتو عبدالماجد آنرادان بانصافبخش ۲۷۲ - عبدالواحدز عبدالواحد از پرسی و حالشبخش ۲۷۳ - عبدالاحدبود عبدالاحد او صاحب العصربخش ۲۷۴ - عبدالصمدبود عبدالصمد بیاشتباهیبخش ۲۷۵ - عبدالقادرز عبدالقادر ار خواهی شد آگاهبخش ۲۷۶ - عبدالمقتدرز عبدالمقتدر گر باشدت یادبخش ۲۷۷ - عبدالمقدمبود عبدالمقدم را مسلمبخش ۲۷۸ - عبدالمؤخربود عبدالمؤخر آنکه تأخیربخش ۲۷۹ - عبدالاولتو عبدالاول آنرا دان که رؤیتبخش ۲۸۰ - عبدالاخرز عبدالاخرت گر هست نیتبخش ۲۸۱ - عبدالظاهربعبدالظاهر از حق گشت ظاهربخش ۲۸۲ - عبدالباطنز عبدالباطن ار جوئی نشانیبخش ۲۸۳ - عبدالوالیتو عبدالوالی آنرا دان که مطلقبخش ۲۸۴ - عبدالمتعالمتعال است آن اسمی که هر جابخش ۲۸۵ - عبدالبرتو عبدالبر کسی را دان که ذیخیربخش ۲۸۶ - عبدالتوابکنم از عبد توابت هم آگاهبخش ۲۸۷ - عبدالمنتقمتو عبدالمنتقم بشنو کدام استبخش ۲۸۸ - عبدالعفوبود عبدالعفوت در جنایاتبخش ۲۸۹ - عبدالروفدگر از اولیا عبدالروف استبخش ۲۹۰ - عبدمالک الملکدگر بشنو ز عبد مالک الملکبخش ۲۹۱ - عبدذی اجلال و الاکرامبیان ما ز عبد ذوالجلال استبخش ۲۹۲ - عبدالمقسطکمال عبد مقسط نیز بشناسبخش ۲۹۳ - عبدالجامعبعبدالجامع ارجوئی تخلقبخش ۲۹۴ - عبدالغنیز حق عبدالغنی دارد غنائیبخش ۲۹۵ - عبدالمغنیتو عبدالمغنی آن را دان بمعنیبخش ۲۹۶ - عبدالمانعتو عبدالمانع آنرا دان بواقعبخش ۲۹۷ - عبدالضار و النافعز عبدالضار و النافع شنو همبخش ۲۹۸ - عبدالنورز عبدالنور گویم اوست بینابخش ۲۹۹ - عبدالهادیبعبدالهادیت روشن صراط استبخش ۳۰۰ - عبدالباقیبعبدالباقی آن سلطان ایجادبخش ۳۰۱ - عبدالوارثتو عبدالوارث آنرا دان که حادثبخش ۳۰۲ - عبدالرشیددگر از اولیا عبدالرشید استبخش ۳۰۳ - عبدالصبوردگر از اولیا عبدالصبور استبخش ۳۰۴ - العبرهز عبرت گویمت تعبیر باهربخش ۳۰۵ - العقابعقاب از عقل اول در حقیقتبخش ۳۰۶ - العلهبود علت بقای حظ سالکبخش ۳۰۷ - العماعما در نزد ارباب تصوفبخش ۳۰۸ - العمد المعنویهعمد گویند ارباب کراماتبخش ۳۰۹ - العنقاءبود عنقا کنایه از هیولابخش ۳۱۰ - عوالم اللبسعوالم چیست با لبست بحاصلبخش ۳۱۱ - العین الثابتهز عین ثابت ارجوئی حقیقتبخش ۳۱۲ - عینالشییز عینالشیی صوفی گفته مطلقبخش ۳۱۳ - عینالاله و عین العالمز عین العالم و عین الالهتبخش ۳۱۴ - عینالحیوهبود عین الحیوتت باطن حیبخش ۳۱۵ - العیدخود آن عودی که بر قلبت پدید استبخش ۳۱۶ - باب الغین الغرابغراب از جسم کلی شد کنایتبخش ۳۱۷ - الغشاوهغشاوه پردهئی باشد که حایلبخش ۳۱۸ - الغناغنا مالکیست بیآسیب و مالیبخش ۳۱۹ - الغوثدگر غوث ار برآنت احتیاج استبخش ۳۲۰ - غیب الهویه و غیب المطلقدهد غیب الهویه در تمکنبخش ۳۲۱ - غیبالمصون و غیبالمکنوندگر غیبالمصون و غیب مکنونبخش ۳۲۲ - الغیندگر ز الفاظ اهل فقر غین استبخش ۳۲۳ - بابالفاء الفتقبود فتق آن بنزد اهل تحقیقبخش ۳۲۴ - الفتوحفتوح اندر لغت باشد گشایشبخش ۳۲۵ - الفتح القریبمقام قلب باز ار درگشایدبخش ۳۲۶ - الفتح المبینگرت فتح مبین باشد مبینبخش ۳۲۷ - الفتح المطلقز فتح مطلب ار پاکیزه روحیبخش ۳۲۸ - الفترهبود فترت خمود آن حرارتبخش ۳۲۹ - الفرق الاولیکی از فرق اول گویمت راستبخش ۳۳۰ - الفرق الثانیدگر بشنو بیان از فرق ثانیبخش ۳۳۱ - الفرقاننشان از علم تفصیل است فرقانبخش ۳۳۲ - فرقالجمعبفرق الجمع گرداری تدبربخش ۳۳۳ - فرق الوصفز فرق الوصف بحرم کرده جوشیبخش ۳۳۴ - الفرق بین المتخلق و المتحققز فرق بین تحقیق و تخلقبخش ۳۳۵ - الفرق بینالکمال و النقص و الشرف و الخسهبسی فرق است بین چار رتبتبخش ۳۳۶ - الفطوربطور آمد اگر دانی مواقعبخش ۳۳۷ - الفهوانیهبفهوانیت از کشف مثالثبخش ۳۳۸ - باب القاف القابلیه الاولیدگر بشنو ز اول قابلیتبخش ۳۳۹ - قابلیه الظهوردگر هم قابلیت در ظهور استبخش ۳۴۰ - قاب قوسینشنو از قاب قوسین این اشارتبخش ۳۴۱ - القیام للهقیامالله اندر نزد آگاهبخش ۳۴۲ - القیام باللهقیام بالله آمد استقامتبخش ۳۴۳ - القبضشوداز قبض وقت مر دره تنگبخش ۳۴۴ - القدمقدم باشد از حق آنحکم سابقبخش ۳۴۵ - قدمالصدققدم کان با اضافه صدق خاستبخش ۳۴۶ - القربدگر قرب از فنا باشد عبارتبخش ۳۴۷ - القشردگر قشرت بظاهر رهنمون استبخش ۳۴۸ - القطببود قطب آن محل نظره اللهبخش ۳۴۹ - القلبدگر از قلب بشنو شرح و معنیبخش ۳۵۰ - القوامعقوامع ترک میل و آروزهاستبخش ۳۵۱ - بابالکاف الکتاب المبینکتاب بس مبینت لوح محفوظبخش ۳۵۲ - الکلبود کل اسم حق بر اعتباریبخش ۳۵۳ - الکلمهکلمه هست بر چشم مشاهدبخش ۳۵۴ - کلمه الحضرهکلمه حضرت این خود بیخلاف استبخش ۳۵۵ - الکنزالمخفیبود آن کنز مخفی ذات حضرتبخش ۳۵۶ - الکنودکنود آن عبد نعمت ناشناس استبخش ۳۵۷ - کون الفطور غیر مشتت للشملکنون کون الفطور آمد به نیتبخش ۳۵۸ - کوکب الصبحکنم از کوکب صبحت بیانیبخش ۳۵۹ - الکیمیادهم بازت نشان از کیمیاییبخش ۳۶۰ - کیمیاءالسعادهمرا باز از سعادت کیمیائیستبخش ۳۶۱ - کیمیاءالعوامیکی هم کیمیا خاص عوام استبخش ۳۶۲ - کیمیاءالخواصدگر دارند خاصان کیمیائیبخش ۳۶۳ - اللائمهبده از لائمه دل را تسلیبخش ۳۶۴ - اللببود لب عقل صافی از کدورتبخش ۳۶۵ - لب اللببود هم لب لبت در گواهیبخش ۳۶۶ - اللبسز لبس آن عنصریت در اساس استبخش ۳۶۷ - اللسنلسن واقع بوی گردد کماهیبخش ۳۶۸ - لسان الحقلسانالحق بود انسان فایقبخش ۳۶۹ - اللطیفهلطیفه چیست تدقیق اشارتبخش ۳۷۰ - اللطیفه الانسانیهلطیف کو بانسانست معروفبخش ۳۷۱ - اللوحدگر لوحت کتاب بس مبین استبخش ۳۷۲ - اللوایحلوایح لایحه را لفظ جمع استبخش ۳۷۳ - اللوامعلوامع باشد آن انوار ساطعبخش ۳۷۴ - لیله القدرکنم از لیلهالقدرت بیانیبخش ۳۷۵ - بابالمیم الماسک و المموسک به والمموسک لاجلهزممسوک به و ماسک شنو بازبخش ۳۷۶ - ماءالقدسزماءالقدس بشنو کو بود علمبخش ۳۷۷ - المبدئیتاضافه محض باشد مبدئیتبخش ۳۷۸ - مبادی النهایاتدگر باشد مبادی النهایاتبخش ۳۷۹ - مبنی التصوفز مبنای تصوف جو حقیقتبخش ۳۸۰ - المتحقق المطلقمتحقق بحث است آن مشاهدبخش ۳۸۱ - المتحقق بالحق و الخلقمتحقق بحق و خلق آنستبخش ۳۸۲ - المجذوببود مجذوب آنکو حق زعونشبخش ۳۸۳ - المجالی الکلیه و المطالع و المنصاتنباشد گر در ادراکت موانعبخش ۳۸۴ - مجلی الاسماء الفعلیهدگر اسماء فعلی راست مجلیبخش ۳۸۵ - مجمعالبحرینبود آن مجمع البحرین مابینبخش ۳۸۶ - مجمعالاهواءحدیث از مجمعالاهوات گویمبخش ۳۸۷ - مجمعالاضدادهویت مجمعالاضداد باشدبخش ۳۸۸ - محبتالاصلیمحبت کوست اصلی حب ذاتستبخش ۳۸۹ - المحفوظبود محفوظ آنعبدی که شاهشبخش ۳۹۰ - محوارباب الظاهراگر داری تو سیری در ظواهربخش ۳۹۱ - محوارباب السرائرشنو از محو ارباب سرائربخش ۳۹۲ - مجمعالجمعدگر بشنو حدیث از مجمعالجمعبخش ۳۹۳ - محوالعبودیه و محو عینالعبدگرت محو عبودیت بود فهمبخش ۳۹۴ - المحقبود محق آن فنای عبد در حقبخش ۳۹۵ - المحاضرهمحاضر با اضافه تا محققبخش ۳۹۶ - المحاذاتمحاذاتت حضور وجه یار استبخش ۳۹۷ - المحادثهمحادث با اضافه تا خطاب استبخش ۳۹۸ - المخدعتو مخدع موضع قطب جهان دانبخش ۳۹۹ - المدد الوجودیمددهای وجودی در نزولشبخش ۴۰۰ - المراتب الکلیهمراتب نزد صوفی غیر شش نیستبخش ۴۰۱ - مرآت الکوندگر مرآت کون بیخلاف استبخش ۴۰۲ - مرآت الحضرهبود مرآت حضرت بالعلاینبخش ۴۰۳ - مرآت الحضرتیندگر مرآت پاک حضرتینتبخش ۴۰۴ - المسامرهمسامر با اضافه تاست صحبتبخش ۴۰۵ - مسالک جوامع الاثنیهمسالک از جوامع اثنیه چیستبخش ۴۰۶ - مستوی الاسم الاعظمدگر از مستوی اسم اعظمبخش ۴۰۷ - مستند المعرفهدل اندر مستند المعرفه داربخش ۴۰۸ - المستهلکبود مستهلک آن فانی بالذاتبخش ۴۰۹ - المسئله الغامضهشنو زان مسئله کوهست غامضبخش ۴۱۰ - المستریحکسی او مستریح آمد بدلخواهبخش ۴۱۱ - مشارق الصبحمشارق بالاضافه صبح صادقبخش ۴۱۲ - مشارق شمس الحقیقهمشارق باز با شمس حقیقتبخش ۴۱۳ - مشرفالضمایردگر مشرف که باشد بالضمایربخش ۴۱۴ - المضاهاه بینالشئون و الحقایقمضاهات آنکه بر تعیین لایقبخش ۴۱۵ - المضاهاه بینالحضرات والاکوانمضاهات دگر در نص عرفانبخش ۴۱۶ - المطالعهمطالع با اضافه تاست کاشفبخش ۴۱۷ - المطلعز مطلع سالکی تا مطلع نیستبخش ۴۱۸ - معالم اعلام الصفاتمعالم آنچه اعلام الصفات استبخش ۴۱۹ - المعلم الاول و معلم الملکمعلم اول آدم بر ملک بودبخش ۴۲۰ - مغرب الشمسببین از مغربالشمس از تفطنبخش ۴۲۱ - مفتاح سرالقدریکی مفتاح از سر قدر جوبخش ۴۲۲ - المفتاح الاولبود مفتاح اول در تقاضابخش ۴۲۳ - مفرج الاحزان و مفرجالکروبمفرح چیست اندر کرب و احزانبخش ۴۲۴ - المفیضمفیض اسمی است ز اسماء پیمبربخش ۴۲۵ - المقاممقام آمد بآثار و لوازمبخش ۴۲۶ - مقامالتنزل الربانیمقامی کوست ربانی تنزلبخش ۴۲۷ - المکانهمکانت منزلی باشد بحاصلبخش ۴۲۸ - المکرکنم تفسیر مکر از بهر عارفبخش ۴۲۹ - الملک و الملکوتدیگر ملکوت و ملکت بیزیادتبخش ۴۳۰ - مالک الملکدگر آن مالک الملکت بود حقبخش ۴۳۱ - ممدالهممممد اندر همم باشد پیمبربخش ۴۳۲ - المناصفهمناصف با اضافه تا است انصافبخش ۴۳۳ - المنهج الاولشدت گر منهج اول به نیتبخش ۴۳۴ - منقطع الوحدائیدگر از منقطع وحدانیت طمعبخش ۴۳۵ - منتهی المعرفهنشان از منتهای معرفت جوبخش ۴۳۶ - المناسبه الذاتیهمناسب آنکه ذاتیه است بالعینبخش ۴۳۷ - المهیمونمهیمون از ملایک نوع خاصندبخش ۴۳۸ - الموتبود گر معنی موتت به نیتبخش ۴۳۹ - المیزانصفی شاد که بهر با تمیزانبخش ۴۴۰ - حکایت ابراهیم خاص علیهالرحمهشهی کونامش ابراهیم خاص استبخش ۴۴۱ - بابالنون النبوهنبوت از حقایق باشد اخباربخش ۴۴۲ - النجباءنجیبانند در عالم چهل تنبخش ۴۴۳ - النفسنفس گویند ترویح قلوبستبخش ۴۴۴ - النفس الرحمانیز رحمانی نفس بشنو تو نیکوبخش ۴۴۵ - النفس و مرا تبها و شئوناتها و علاماتها و دقایق حالاتهاتو را نفس ار شناسی بس شریفستبخش ۴۴۶ - النفس الاماره و رئوسهاچو شیطانی تو را اماره نفس استبخش ۴۴۷ - تدقیق فیالنفسچو دانستی رؤس هفتگانهبخش ۴۴۸ - علامت النفس بالفسادنشانی گویمت تا باز دانیبخش ۴۴۹ - التنبیهیکی هیچ اندرین سیر و جهادتبخش ۴۵۰ - علامه ترک الشهوه للمجاهددگر گویم علامتها در این باببخش ۴۵۱ - علامه ترک الغضب للمجاهدسر خشم و غصب ببریده کی شدبخش ۴۵۲ - علامه دفع التکبرنشانی از تواضع وز تکبربخش ۴۵۳ - علامه ترک الحسدبود پاک از حسد آنگاه دلقتبخش ۴۵۴ - علامه ترک الحرص للمجاهددگر آنسر که از حرص است و از آزبخش ۴۵۵ - علامه دفع البخل للمجاهدنشانی بود این در ترک آزتبخش ۴۵۶ - علامه دفعالریاء للمجاهددگر بشنو علامات ریا رابخش ۴۵۷ - علامه اخری لدفع الریاءتو را گویم علمتهای مجموعبخش ۴۵۸ - علامت اخری لدفع الریاءازین بهتر تو را گویم نشانیبخش ۴۵۹ - کلام آخرز نفست گر شد این سرها ربودهبخش ۴۶۰ - النفس المطمئنه و اوصافهاشنو باز از صفات مطمئنهبخش ۴۶۱ - العفهبضد شهوت او را هست عفتبخش ۴۶۲ - الحلمسکون و حلم جز ضد غضب نیستبخش ۴۶۳ - القناعهقناعت باز ضد حرص و آزاستبخش ۴۶۴ - الشفقهدگر ضد حسدها شد شفقتبخش ۴۶۵ - التواضعتواضع ضد کبرت بیمظنه استبخش ۴۶۶ - الجودبضد بخل هم جود است و ایثاربخش ۴۶۷ - الاخلاصدگر ضد ریا صدق است و اخلاصبخش ۴۶۸ - مراتب النفستو را شرح دگر باشد مناسببخش ۴۶۹ - النفس القدسیدگر نفسی است قدسی در متانتبخش ۴۷۰ - النفس الرحمانیدگر نفسی است رحمانی زرحمانبخش ۴۷۱ - ارشادبس این نفس را شأنی عظیم استبخش ۴۷۲ - النقباءنقیبانند ارباب سرائربخش ۴۷۳ - النکاح الساری فی جمیع الذراریشنو باز ازنکاخی کوست ساریبخش ۴۷۴ - نهایهالاسفاردگر گویم تو را ز اسفار اربعبخش ۴۷۵ - نهایهالسفرالاولبود اول سفر را خود نهایتبخش ۴۷۶ - نهایهالسفر الثانیبود ثانی سفر را این نهایتبخش ۴۷۷ - نهایه السفر الثالثنهایت را چه در سیم سفر بدبخش ۴۷۸ - نهایه السفر الرابعتو را رابع سفر چبود نهایتبخش ۴۷۹ - النوالنوال آن خاص اهل قرب و حال استبخش ۴۸۰ - النوربود نور اسمی از اسماء یزدانبخش ۴۸۱ - نورالانوارچه باشد نورالانوار این هویداستبخش ۴۸۲ - حرف الواومراد از واو باشد وجه مطلقبخش ۴۸۳ - الواحدیهشنو باز از نشان واحدیتبخش ۴۸۴ - الوارداتشنو از واردات ار مرد راهیبخش ۴۸۵ - الواقعهشنو از واقعه باز از دم غیببخش ۴۸۶ - واسطه الفیض و المددشنو از واسطه فیض و مدد بازبخش ۴۸۷ - الوتربود وترت اشارت باز بر ذاتبخش ۴۸۸ - الوجودز معنای وجود آرم سند رابخش ۴۸۹ - وجهالاعنایهدو وجهی کز عنایت بیشکوک استبخش ۴۹۰ - وجها الاطلاق والتقییدشنو باز از دو وجه قید و اطلاقبخش ۴۹۱ - وجهالحقزوجهالحق اگر پرسی که آن چیستبخش ۴۹۲ - وجهه جمیع العابدینجمیع عابدین را چیست وجهتبخش ۴۹۳ - ذکر القلببهر وصفی که باشد زنده هر شیئبخش ۴۹۴ - ورود الفکر علیالقلببود فکر تو از وجهی عبارتبخش ۴۹۵ - الورقاءز ورقا نفس کلی گشت ملحوظبخش ۴۹۶ - وراءاللبسوراءاللبس عین حق تعالی استبخش ۴۹۷ - الوصف الذی للحقز وصفی باز بشنو کوست للحقبخش ۴۹۸ - الوصف الذی للخلقدگر وصفی که للخلق است خود آنبخش ۴۹۹ - الوصلتووصل آنوحدتی دان کو حقیقی استبخش ۵۰۰ - وصلالفصلز وصل الفصل بشنو گر برانیبخش ۵۰۱ - وصلالوصلز وصلالوصل گویم با تو حالیبخش ۵۰۲ - الوفاء بالعهدوفا بالعهد آن باشد که عاشقبخش ۵۰۳ - الوفاء بحفظ عهد التصرفوفا بر حفظ آن عهد تصرفبخش ۵۰۴ - الوقتشنو از وقت گر خود ره نوردیبخش ۵۰۵ - الوقفیهبود وقفیتت دور از تکلفبخش ۵۰۶ - الوقوف الصادقوقوف صادقت آنست و لایقبخش ۵۰۷ - الولیمهیا بهر تحقیق ولی باشبخش ۵۰۸ - الولایهپس از ذکر ولی اندر ولایتبخش ۵۰۹ - الولایه الصغریعبارت باشد از صغری با کمالبخش ۵۱۰ - الولایه الکبریعبارت آن بسیرت گر ثباتستبخش ۵۱۱ - الولایه العلیاکنم بر عارفی چالاک و بینابخش ۵۱۲ - حرف الهاءعبارت هاء ز ذات شاه جود استبخش ۵۱۳ - الهوبود هو اعتبار از ذات حضرتبخش ۵۱۴ - الهباهبا آنرتبهئی باشد که عنقابخش ۵۱۵ - همهالافاقه و همهالانفه و همهه الغالیهز همتها یکی باشد افاقتبخش ۵۱۶ - الهوا و الهواجسهوا میل است سوی مقتضیاتبخش ۵۱۷ - الهواجمهوا جم واردات ناگهانیستبخش ۵۱۸ - الهیولیهیولی باشد آن شیئ که صورتبخش ۵۱۹ - حرف الیاء یاقوته الحمراءدگر یاقوته الحمرا کدام استبخش ۵۲۰ - الیدانیدان دو اسم را دان بالتقابلبخش ۵۲۱ - یوم الجمعهتو یوم الجمعه دان وقت لقایتبخش ۵۲۲ - خاتمهالکتابهزاران شکر کین پاکیزه دیوان