بخش ۴۱۹ - المعلم الاول و معلم الملک
معلم اول آدم بر ملک بودملایک را معلم یک بیک بود
برایشان کرد او انباء اسماءبدستوری که دادش حقتعالی
حقیقت آدم او خودعین حق بوددر آن کسوت که دانی جلوه فرمود
ظهور واحدیت بود آدمکه مسجود ملک گردید و اکرم
ملک نسبت بآدم بود ناقصکه بود بود او عقل صرف و روح خالص
صفی را عقل و روح و قلب و تن بودوی اکمل در ظهور ذولمنن بود
هر آدم کوشود در عین کثرتمجرد از شئونات طبیعت
خود او را مظهریت باشد از حقدر او دارد تجلی ذات مطلق
خود آدم را از آن بر صورت خویشبخوبی کرد خلق از حکمت خویش
تو را گویم بشرط محرمیتکه پوشید او لباس آدمیت
هر آنکس سجده او کرد دل دیدنبود ابلیس محرم آب و گل دید
بهر دوری بود قطبی و شاهیبود هم ضد او ابلیس راهی
دگر گویند ارواح مکرمکه باشد نفس و عقل ابلیس و آدم
مراد از نفس دان اینجا طبیعتکه نبود هیچ با عقلش معیت