بخش ۴۵۴ - علامه ترک الحرص للمجاهد
دگر آنسر که از حرص است و از آزنشانی گویمت در قطع آن باز
تو را گفتیم کز تیغ قناعتشود قطع آن گرت هست این صناعت
نشانش این بود کاشیاء موجودکه آن از قدر لازم بیشتر بود
دهی بر مستحقان بی مناعتکنی بر آنچه میکردی قناعت
بدانی کین تو را هست امتحانینباشد هیچ از آنت امتنانی
و گر یک حبه شد بروی زیارتبگردد رفته رفته عیش و عادت
رسد جائی که اقلیمش کم آیدبهم این اژدها را کی فم آید