بخش ۴۵۳ - علامه ترک الحسد
بود پاک از حسد آنگاه دلقتکه وحشت باشد از اجماع خلقت
ملول از صحبت شاه و وزیریگریزان از غنی و از فقیری
نباشد چشم نفع و دفعت از کسبهر چیزی تو را باشد خدا بس
بجز حق نافعی و دافعی نیستعطا و منع او را مانعی نیست
تو را کی یابد این معنی تحققبوقتی کز کسان بری تعلق
بغیری گو رسد از خلق چیزیکه پیش تو نیرزد بر پشیزی
تو افکندی ربود ار غیر بد نیستدر اینحال احتمالی از حسد نیست
تو را باید که ترک از جود باشدمگر کان ترکت از مقصود باشد
در آنهم هست هست آثار و نشانیکه فهمند اهل معنی در زمانی