بخش ۴۸۳ - الواحدیه
شنو باز از نشان واحدیتکه هست آن اعتبار ذات حضرت
ز حیث انتشاء کل اسماءاز او گر باز دانی سر انشاء
تجلی حضرت آمد واحدیتدر اسماء و صفات او بر تبت
بصورتهای اسماء کوست اعیانکه لازم شد باسماء و صفات آن
لزومش بیتأخر در وجود استبنز در هر وی کاهل شهود است
خود او موجود بر هستی اسماستکه موجود آن بهستی مسمی است
خود این را واحدیت خواند عارفتجلی دگر نزد مکاشف
که شد بیاسم و رسم از ذات بر ذاتاحدیت شد آن بروجه اثبات
تجلییی که از ذات وجود استدر افعالش که در غیب و شهود است
وجود انبساطی شد نشان راتو میدان رحمت فعلیه آنرا
مراد از واحدیت بود واحدمناسب شرح آن در مطلب آمد
بود آن واحدیت وصف ذاتشتکثر یافت از حیث صفاتش
دگر واحد که اسماء را مدارا استهم اسم ذات بر این اعتبار است