بخش ۱۴۹ - سوادالوجه
سوادالوجه فیالدارین رازیستکه از بهر فقیران امتیازیست
از آن فقر حقیقی مرتسم شدرجوع عبد بر اصل عدم شد
بدنیا و آخرت پنهان و پیدافنا فیالله گردید او بیکجا
از آن کارسیه رویان بکام استهولله است هر فقری تمام است
سوادالوجه چون گشتی زدارینز پیشت خاست یکجا گرد کونین
نه عالم ماند و نی آثار عالمنه یاد خلق و نه دیدار عالم
چنان ثابت کند در خود فنا راکه نه خود را بداند نه خدا را
ز عارف حیرت اندر حیرت اینستفنای فیالفنا در وحدت اینست
چون کونینش ز خاطر شد فراموشنداند هم که یارستش هم آغوش
سوادالوجه دون اینمقام استدر اینجا فقرها تام التمام است
در اینجا جای تقریر و بیان نیستز فقر و از فقیر اینجا نشان نیست