بخش ۱۸۸ - الظل
مراداز ظل وجودی دان اضافیبود وین اتفاقی نی خلافی
بود ظاهر بتعیینات اعیاندگر احکام آن بیکسر و نقصان
خود اعیانند معدومات محضهباسم نور ظاهر لحظه لحظه
وجود خارجی پیدا شد از نورکه اندر علم بد معدوم و مستور
وجود خارجی خود عین نور استظهور ظل بنور اندر ظهور است
از آن رو در نبی فرمود معبودبکیف مد ظل اشعار ممدود
بود بسط وجود اعنی اضافیبسوی کل ممکن بیمنافی
عدم باشد پس آن ظلمت بمشهورکه باشد در ازاء این چنین نور
هر آن ظلمت بهر منظور باشدمراد از انعدام نور باشد
ز شأن اوست گر باشد مقدرکه از وجهی شود وقتی منور
مثال ظلمت کفر اندر انسانکه معدوم است از وی نور ایمان
ولیکن نور ایمانراست قابلبدینسلان نور و ظلمتها مقابل