بخش ۱۹۱ - بابالعین العالم بفتح اللام
چنین گویند ارباب معانیکه عالم نیست غیر از ظل ثانی
نباشد جز وجود حق باهرتمام ممکنات اندر مظاهر
چو خورشید وجودش پرده در شدبصورتهای ممکن جلوهگر شد
ظهورش بالتعین نزد آگاهمسمی گشت بر اسم سوی الله
ز حیث اعتباری کآن اضافتبسوی ممکناتست از لطافت
وجودی بهر ممکن نیست الابمحض اعتبار و نسبت از ما
وگرنه خود وجود او عین حق استهمه غیب و شهود او عین حق است
بمعدومیت خود کل ممکنبود ثابت بعلم حق و کائن
حق اندیشان که بر حق راه جویندمگر آنرا شئون ذات گویند
بود عالم مثال جسم و صورتدرآن حق است هم روح هویت
تعینها وجود واحدی راکه آیانند بود واحدی را
همه احکام اسم ظاهر اوستز جلوه باطن بس قاهر اوست