بخش ۴۴۷ - تدقیق فیالنفس
چو دانستی رؤس هفتگانهکنون بشنو هم از هر یک نشانه
چو آمد دزد در کاشانه توشود پنهان ز اهل خانه تو
شوند اهل سرا چون جمله در خواببرد ره بر حریر و زر و سنجاب
نیاید ور بدست او نفیسیشود قانع باشیاءء خسیسی
نفایس چیست اخلاق و معارفخسایس زان پس اعمال مرادف
چو نفس اندر سرای سینه توکمیت گیرد پی نقدینه تو
برد گرد نقد اخلاق و عقایدعملها جمله مغشوش است و فاسد
و گر برگشت از مخزن تهی دستزبونی کو بود نقدینه چون هست
باین معنی که ز اعمال ارزیان کردتدارک از معارف میتوان کرد
تو پنداری که در فعلت گنه نیستهوای نفس دون را در تو ره نیست
بزهد و قدس و تقوی بینظیریندانی در چه اغلالی اسیری